درباره دايره زنگي!


dayerehzangi8756.jpg



فاضل تركمن

گزارشي از نشت نور، صدا، دوربين، خنده ((ويژه نقد فيلم دايره زنگي))

برداشت اول: 
علي زراندوز تماس مي گيرد و مي گويد:(( امروز تو حوزه هنري، جلسه نقد فيلم برگزار مي شه؛ براي گزارش گرفتن مي ري؟)) يادم مي آيد جلال سميعي _مجري برنامه_ چند روز پيش ميلي در اين باره برايم سنت كرده بود: جلسه نقد فيلم "دايره زنگي"... يادم مي آيد چه قدر دايره زنگي را دوست دارم: اولين بار قبل از اينكه اكران عمومي بشود؛ در اكران خصوصي موسسه گل آقا ديدمش و چه قدر مزه داد بهم بعد هم كه اكران شد، دو، سه باري (!) براي تماشاي فيلم به سينما آزادي رفتم، بنابراين بدون ترديد مي گويم: ((باشه ! حتما" مي رم...))

برداشت دوم:
تيتراژ فيلم دايره زنگي پخش مي شود. مثل يك خبرنگار بي حوصله به جلال مي گويم: ((مي خواين كل فيلمو نمايش بدين؟!)) جلال مي گويد: ((نه! كات مي خوره ...)) بعد نمي دانم چه طوري مي شود كه دو تايي در مورد فيلم شروع به بحث كردن مي كنيم. من مي گويم: ((نمي دانم چرا فيلم به اين خوبي اندازه "اخراجي ها" فروش نكرد؟!)) جلال مي گويد: ((دايره زنگي فيلم خوبي نيست!)) من مي گويم: ((چي ي ي ي ي ي ؟!)) جلال مي گويد: ((ببين! قبول دارم كه فيلمنامه اش خيلي حرفه اي نوشته شده ولي از لحاظ بار كمدي موفق نبوده!)) من نيشخندي مي زنم و مي گويم: ((پس حتما" "اخراجي ها" موفق بوده؛ هان؟!)) جلال مي گويد: ((از نظر به خنده انداختن مخاطب بله!)) من مي گويم: ((همين؟ خب اگه همين الان، همين جا هم يكي پيرهنشو درآره و با تن لخت و عور به مهموناي اين برنامه خوش آمد بگه؛ همه روده بر مي شن از خنده! پس ديگه چه نيازي به ساختن فيلمي هست با اون همه هزينه؟!)) جلال مي گويد: ((اصلا" چه دليلي داره اين دو تا فيلم رو باهم مقايسه كنيم؟!))

برداشت سوم:

فيلم يكدفعه از صحنه اي كه رامين براي قرض گرفتن پول پيش دايي اش مي رود؛ كات مي خورد به صحنه اي كه همسايه ها از ترس ماموران بدو بدو ديش هايشان را روي سرشان مي گذارند و نخود نخود مي روند به خانه خود! به جلال مي گويم: ((چه كات گنده اي بود خداييش!)) جلال مي گويد: ((مجبوريم!))

برداشت چهارم:
منتقدين مي رسند يعني "امير قادري" و "آرش خوشخو" اما انگار بازيگر نقش "سرهنگ" از ديدن آنها خوشحال نمي شود! چون با عصبانيت سالن را ترك مي كند و حتي به خبرنگاري كه از او گُر و گُر عكس مي گيرد؛ حسابي مي توپد!

برداشت پنجم:
امير قادري: حرف زدن در مورد اين فليم خيلي سخته؛‌ چون من اصلا" از دايره زنگي خوشم نيومد!
آرش خوشخو: من هم با امير موافقم؛ ‌اصلا" اين فيلمو دوست نداشتم!

برداشت ششم:
شركت كنندگان برنامه كه ظاهرا" با فيلم ارتباط خوبي برقرار كرده بودند، عصباني مي شوند. يكي مي گويد: ((فيلمنامه اش خيلي خوب بود و در كل كمدي قابل قبولي شده بود؛ به خصوص اينكه طنزش لوده نبود!)) قادري مي گويد: ((آها! طنز لوده يعني چه؟!)) يكي ديگر دردفاع از نفر قبلي مي گويد: ((يعني هزل نبود؛ طنز بود!)) نفر اولي مي گويد: ((بله ... بله ... همينو مي خواستم بگم!)) قادري مي گويد: ((خوب شد معني طنز لوده رو هم فهميديم! من به اين مرز بندي ها اعتقاد ندارم. اصلا" طنز لوده و غير لوده معني نمي ده. وقتي تماشاگر به يه چيزي مي خنده حتما" اون چيز خنده دار بوده و عميق! پس اين دو تفاوتي با هم ندارند! كلا" طنز و هزل و هجو يكسانند يك جورايي! و وظيفه همه شون خندوندن هست...)) يكي قات مي زند؛ اجازه مي گيرد و بعد مي گويد: ((بله ... وظيفه همه شون خندوندن هست ولي تفاوت دارند با هم و تفاوتشون همونطور كه "عمران صلاحي" گفته در اهدافشون هست: طنز غرض اجتماعي داره ولي هزل و هجو غرض شخصي دارند ....))  قادري انگار كه قانع شده باشد؛ سر تكان مي دهد ...

dayerehzangi876456.jpg


برداشت هفتم:
آرش خوشخو: ((من اين فيلمو دوست نداشتم چون "اصغر فرهادي" توش به شدت محافظه كاري كرده و معلوم نيست در حمايت از ماهواره و ماهواره بين ها (!) بوده يا در مقابلشون؟ فرهادي فيلمنامه شو بدون ترس ننوشته و يك جورايي باج داده به مميزي مثل اونجايي كه خانمه در پاسخ به اينكه ماهواره چيزاي خوبم داره مي گه: ((خب تلويزيون خودمون هم چيزاي خوب نشون مي ده! )) به نظرم  فرهادي اين محافظه كاري رو حتي در فيلم هاي "چهارشنبه سوري" و "كنعان" هم رعايت كرده بود. شايد "رقص در غبار" تنها فيلمش قبل از "درباره الي" بود كه توش راحت حرف مي زد ... توجه كنيد حتي اون پيرمرده _سرهنگ_ رو مي گم، يك جوري نشون داده شده كه انگار ديوونه و عقب افتاده اس يعني فرهادي دو تا حرف سياسي هم كه تو فيلم زده مي خواد اينجوري رفوش كنه! ))

برداشت هشتم:
امير قادري: ((به هرحال به نظر من تمامي محاسن يك فيلم كمدي در "لورل و هاردي" جمع شدن، تموم اون چيزايي كه اون آقا گفت: غرض اجتماعي و شخصي و كلا" همه چي ديگه !)) آرش خوشخو چهره اش شاكي به نظر مي رسد اما ظاهرا" خودش هم محافظه كاري به خرج مي دهد و به قادري نمي گوي : ((نه! اين حرف در مورد "چارلي چاپلين" صدق مي كنه؛ امير جان!))

برداشت نهم:
امير قادري: ايراد فرهادي اين بوده كه هم مي خواسته كمدي عميق بسازه و هم مثل بقيه كمدي سازهاي تازه كار مخاطبو بخندونه!
جلال سميعي: آره! دقيقا"! مثل اون صحنه اي كه "مديري" و "شريفي نيا" مي رقصن!
آرش خوشخو: باور كنين حتي اونجا هم نخنديدم من! تازه فكر مي كنم اينكارو واسه خنده نكرده بود؛ ‌واسه فروش كرده بود!

برداشت دهم:
آرش خوشخو: كلا" كمدي هاي ما غرض جنسي دارند! يعني با غرض جنسي مي خوان مخاطبو بخندونن؛ چون ما ايراني ها ذاتا" اينجور چيزا رو دوست داريم! شما "عبيد" و "سعدي" رو در نظر بگيرين تا برسيم به "ايرج ميرزا"! فرهادي هم اينو مي دونه و براي همين توي دايره زنگي از اين قضيه زياد استفاده مي كنه!

برداشت يازدهم:
امير قادري: ببينيد! انگار مردم ما گاهي مي رن به سينما فقط براي اينكه بخندن و فكر مي كنن اگه نخندن پولشون هدر مي ره! مثلا" همين فيلم اخراجي ها ... به نظر من مخاطب نبايد از صحنه چندش آور استفراغ كردن "جواد رضويان" در هواپيما خنده اش بگيره. اصولا" مخاطبان ايراني نمي دونن بايد به چه چيزايي بخندن و به چه چيزايي نخندن!

برداشت دوازدهم:
جلال سميعي چشم و ابرو تكان مي دهد كه جلسه تمام شده ... منتقدين پايين مي آيند ولي شركت كننده هاي كنه (!) مي روند و سوال پيچشان مي كنند.

برداشت سيزدهم:
با جلال داريم سالن را ترك مي كنيم.
جلال: ((فكر مي كني بتوني گزارش در آري از جلسه؟!))
من: ((آره! ولي شايد منتشرش نكنن!))

برداشت آخر:
همينطور كه دارم گزارش را تايپ مي كنم؛ به اين فكر مي كنم كه منتقدين _ به خصوص اميرقادري _اصلا" دلايل قانع كننده اي براي دوست نداشتن فيلم نداشتند! بعد با خودم مي خندم و بعد يادم مي افتد كه "پريسا بخت آور" كارگردان فيلم دايره زنگي بود و همه فقط از فرهادي حرف زدند؛ با خودم مي گويم: ((بيچاره چه گناهي كرده كه همسر فرهادي شده؟!)) بعد دوباره مي خندم و بعد...

فاضل تركمن

تاريخ : پنجشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۸

Keywords:
About Dayereh Zangi By Fazel Torkaman

دسته بندی

گزارشها

نظرات

من که فکر نمی کنم اگه "کسی پيرهنشو درآره و با تن لخت و عور به مهموناي اين برنامه خوش آمد بگه" کسی بخنده... کسی که مردم رو نمی شناسنه وقتی گزارش مخاطب شناسی می نویسه نتیجه اش همین می شه!!
ارسال توسط :  پرنیان | دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸

ارسال نظر

نظر شما پس از تاييد توسط مديريت سايت، نمايش داده خواهد شد.
لطفا" کد زیر را در قسمت پائین آن وارد نمائید.
در صورت خوانا نبودن کد فوق اینجا کلیک کنید.
نام:
 
پست الكترونيك:
 
وب سايت (لطفاً آدرس به صورت کامل وارد شود. بعنوان مثال: http://www.golagha.ir):
 
نظر:  

 


©با معرفت‌ها ذکر مأخذ می‌کنند!
powered by: