facebook instagram telegram telegram
اين گفتگوهاي تاريخي
در اينجا قول داديم نمونه هايي از مطالب، كاريكاتورها و گفتگوهاي چاپ شده در ماهنامه گل آقا را به مناسبت سالگرد انتشارش تقديم شما كنيم. راستی یک خواننده پر و پا قرص ماهنامه گل آقا که از ما خواست نامش را محفوظ نگه داریم معتقد بود شاید بد نباشد در کتاب تاریخ مدارس از این  گفتگوهای ماهنامه سابق گل آقا هم استفاده شود، علاوه بر عبرت آموزی بیشتر، حفظ کردنش برای امتحان دادن هم راحت تر است!

tajzadeh64435433.jpg
گفتگو با مصطفی تاج زاده

شوخی یادمان رفته**

مصطفی تاج زاده در این گفتگو از عملکرد خود و دوستان اصلاح طلبش در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی حسابی دفاع و از کارشکنی های دوستان محافظه کار و بستن فله ای مطبوعات گله کرد. او اوضاع جامعه قبل از دوم خرداد را این طور تشریح کرد که: قبل از دوم خرداد شادی گناه تلقی می شد و کسی جرات نداشت بگوید برنامه من این است که مردم شاد باشند. او دستگاههای دولتی مثل وزارت اطلاعات و کشور دولت خاتمی را مدافع حقوق مردم دانست  و گفت: این دستگاهها در تمام کشورهای جهان سوم بد نامند. او دلیل رای نیاوردن اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هفتم را این طور بیان کرد: قشرهایی از جامعه که در دوم خرداد و بعد به ما رای دادند الان دیگر به ما رای نمی دهند. یعنی نه تنها به ما بلکه به هیچ کس دیگر رای نمی دهند. او دراین گفتگو آرزو کرد ای کاش هیچ کدام از منتقدان اصلاحات مثل علی لاریجانی نباشند چون او فقط بر اساس مقتضای زمان و اوضاع روزگار حرف می زند!
*یعنی این عده از مردم با خارج شدن از جبهه اصلاحات کلا از چرخه مشارکت اجتماعی خارج شدند؟

بله، دقیقا همین طور است. به همین دلیل در طول این هشت سال به آرا محافظه کاران افزوده نشده. حتی در مجلس هفتم که محافظه کاران انتخابات را بردند نفر اول آنها به اندازه نفر اول آنان در مجلس پنجم رای آورد. اصلا انتقاد ما به محافظه کاران این بود که یک وقتی شما ما را نقد می کنید و مردم از ما جدا می شوند و به شما روی می آورند که این اشکال ندارد. اما شما مردم را از ما ناامید کردید بدون آن که بتوانید آنها را جذب خودتان کنید. در واقع آنها را از جمهوری اسلامی ناامید کردید و دیگر حاضر نیستند رای بدهند. این موضوع به ضرر کشوریست که می خواهد در دوره جدید استقلالش را حفظ کند. در دوره جدید برخلاف دوره جنگ سرد فقط با یک نظام دموکراتیک می توان از استقلال کشور دفاع کرد و دیگر نمی توان با رژیمهای غیر دموکرات مستقل ماند. آمریکا هم با شعار دموکراسی و انتخابات آزاد توانست عراق و افغانستان را اشغال کند. بنابراین معلوم است در کشوری مثل ایران نمی توان انتخابات آزاد برگزار نکرد اما بخشی از جامعه که از جبهه اصلاح طلبان ناامید شدند به تعبیر خودشان حتی به اصلاح طلبان خارج از حکومت هم رو نکردند. یعنی رای ما را نهضت آزادی هم نگرفت. رای آنها در انتخابات دور دوم شوراها در تهران از ما هم کمتر بود. حرفی که ما از اول زدیم این بود که اگر مردم از اصلاحات ناامید شوند آلترناتیوشان محافظه کاران نیست بلکه خروج از نظام است. ما آخرین حلقه وصل نظام به مردم هستیم و ناامیدی مردم از ما یعنی ناامیدی از نظام. این به آن معنا نیست که عین نظام هستیم ما بخشی از جمهوری اسلامی و احتمالا آخرین حلقه آن هستیم. ای کاش حلقه هایی بهتر از ما هم وجود داشت که مردم با ناامیدی از ما به سمت آنها می رفتند. در این صورت مردم ما را کنار می گذاشتند ولی اصلاحات ادامه پیدا می کرد. امیدوارم جامعه ما با تجربه هایی که در مقایسه با کشورهایی مثل عراق، افغانستان و کشورهای دیگر خاورمیانه کسب کرده است به این نتیجه برسد که راه حل مشکلات موجود اصلاحات از درون است و نه دخالت قدرت بیگانه و نه اقتدارگرایی. هیچ کدام پاسخگوی مشکلات جامعه نیست.
* یک لطیفه درباره سیاستمداران تعریف می کنید؟
الان چیزی یادم نیست. این روزها آنقدر درگیر انتخابات هستیم که دیگرز شوخی یادمان رفته. از وقتی محافظه کارها با شعار شادی وارد صحنه شدند شادی را از ما گرفتند!
پیاپی 160 سال1383

****

abtahi876golagha.jpg
گفتگو با محمدعلی ابطحی

این حرکت بزرگ قربانی دارد

گفتگو با ابطحی از گل آقا شروع شد. او در ابتد او گفت که لازم است نسل امروز از اهمیت نحوه شروع به کار گل آقا و ساختار شکنی این مجله در زمان شروع انتشار آگاه شوند و بدانند گل آقا در شرایطی منتشر می شد که اگر در یک رمان خارجی آمد بود "آن چنان محکم بر میز کوبید که لیوان ها به رقص درآمدند، ممیزی کلمه رقص را دارای مشکل اخلاقی دانسته و حذف می کرد!". ابطحی معتقد بود در فضای پس از دوم خرداد طنز نویس های زیادی مطرح شدند که گاهی قوی تر از گل آقا می نوشتند. او طنز سیاسی را در همه شرایط برای مخاطب جذاب می داند و اعتقاد دارد مردم هرگز از طنز سیاسی خسته نمی شوند. ابطحی در پایان حرفهایش کمی هم از محافظه کاری های کیومرث صابری انتقاد می کند و می گوید: من اعتقاد دارم او باید ریسک می کرد و به انتشار مجله اش با استفاده از زبان و منطق نسل جوان و کمی هم رک نویسی ادامه می داد.
*شما به نکته خوبی اشاره کردید و آن این که در شرایط نامستقر سیاسی پس از جنگ و رحلت امام، گل آقا منتشر شد و به مقولاتی ورود کرد که شهامت و جسارت زیادی می خواست، اما نقطه پایان یا توقف انتشار گل آقا در زمانی گذاشته شد که هم فضا بازتر بود، هم تنوع نشریات بیشتر و هم دولت انتقادپذیرتر، و عجیب تر اینکه با تعدد نشریات و روند روبه رشد ستون های طنز و کاریکاتور در روزنامه های جدی، هیچ نشریه طنز دیگری در این زمان منتشر نمی شود، در حالی که مدعیان طنزسیاسی پس از دوم خرداد بیشتر شده بودند، به نظر شما دلیل این امر چیست؟
من در جای دیگری هم گفتم و آن این که عوامل مختلفی دست به دست هم دادند تا یک اتفاق سیاسی بسیار سنگین در کشور ایجاد شود تحت عنوان حرکت اصلاحات. این حرکت اصلاحی در بدنه جامعه عمق یافت و من همیشه می گویم آقای خاتمی چه باشد چه نباشد به هیچ وجه زیر بار این جمله نمی روم که اصلاحات شکست خورده است و این روند همچنان ادامه خواهد داشت. در چنین وضعیتی کسانی نتوانستند این تغییر و تحول را تاب بیاورند و چه در سیاست داخلی، چه در سیاست خارجی، چه در برخورد با روشنفکرها و کلا برخورد با حوزه فرهنگ این تحولات را نپسندیدند. این افراد بخش مهمی از قدرت را شکل می دهند، و تمام تلاششان برای انتقام گیری یا لااقل سرکوب جریانی بود که در جامعه به عنوان جریان فرهنگی راه اصلاحی خود را طی می کرد. خب طبیعی است که در چنین شرایطی دیگر معیار و مبنایی در برخورد با مطبوعات درکار نبود و موجب شد تا در یک شب مطبوعات بسته شوند آن هم با توسل به قانونی که در سال 1336 تصویب شده بود، یا مثلا در جامعه مدنی که اصلی ترین بخش جریان اجتماعی، روشنفکران و اندیشمندان هستند با قتل روشنفکران مواجه می شویم. این واکنش های خشن نمایانگر این بود که اتفاق بزرگی در جامعه در حال رخ دادن است، و این اتفاق بزرگ که بانام اصلاحات از آن یاد می شود منتظر هیچ کس نیست، یعنی امروز اگر نسل جدید را در نظر بگیریم می بینیم که منتظر کسی نمی ماند، نه منتظر پدر و مادرهایشان و نه منتظر حکومت و مطبوعات. روشی را انتخاب می کنند و خودشان مسیر را طی می کنند. در واقع جریان دوم خرداد کف مطالبات مردم است نه سقف آن، جریانی که منجر به تغییر رفتارهای مبنایی جامعه شده است و امروز نسل جوان ما عضو کلوپ جهانی است نه عضو کلوپ کشورش، جوانانی که با وجود انقلاب اطلاعات و تکنولوژی ارتباطی با ورود به اینترنت عضو این کلوپ جهانی می شوند. شاید بد نباشد که بدانید ما تا پایان امسال ده میلیون کاربر اینترنت خواهیم داشت، کاربرانی که یا نخبگان کشورند یا می توانند در آینده نخبه شوند و ارتباطات نسل جوان را تنظیم کنند. پس لاجرم این حرکت بزرگ مثل همه حرکات ریشه ای و اصیل که موجب تحول و تغییر می شوند در پی خود قربانی ها و هزینه هایی خواهد داشت. که یکی از این هزینه ها می تواند عدم انتشار گل آقا باشد.
پیاپی146 سال 1382

****

ali-larijani656543.jpg
گفتگو با علي لاريجاني

نيروهاي اصولگرا خدمات جناب آقاي هاشمي را قدر مي‌دانند**

لاریجانی در جواب اولین سوال گفتگو که درباره کنار رفتن او از ریاست سازمان صدا و سیما و رابطه آن با کاندیدای ریاست جمهوری شدنش برای انتخابات دوره نهم است، می گوید: علاقه ای به انجام کارهای پر سر و صدا ندارم اما افراد مختلفی به من توصیه کردند که وارد شوم چون می توانم در صحنه مفید باشم. او درباره انتقاد اصلاح طلبان نسبت به اصولگرایان و متهم کردن آنها به سنگ اندازی در مسیرهای سیاسی آنها و انتخابات مختلف می گوید: بر خلاف تصور اصلاح طلبان، مشکلات مردم بیشتر اقتصادی است نه سیاسی و در ضمن رای اصولگرایان هم برخلاف آنچه در جامعه گفته می شود 20 میلیون است. البته او از ناهماهنگی های اصولگرایان برای انتخاب کاندیدای واحد هم انتقاد می کند و احتمال زیادی هم برای رد صلاحیت شدنش در شورای نگهبان در نظر نمی گیرد و می گوید: ...چون آدم بی شناسنامه ای نیستم. او از خاطراتش با گل آقا در سالهای دور و نزدیک هم گفت که برای مطالعه آنها می توانید به شماره 162 ماهنامه مراجعه کنید!
*ورود هاشمي رفسنجاني به عرصه انتخابات، كفه ترازو را به نفع اصلاح‌طلبها پايين مي‌برد يا اصولگراها؟
چون نمي‌توان تمام شرايط انتخابات را پيش بيني كرد، پاسخ دادن به اين سؤال مشكل است. ولي هاشمي را جزو نيروهاي اصولگرا مي‌دانيم. به هر حال ايشان از قبل از انقلاب جزو روحانيت مبارز تهران بودند و افكارشان بر مبنايي است كه ما هيچ‌وقت ايشان را خارج از تفكراتمان نمي‌دانيم. بنابراين حضورشان به آن معني لطمه‌اي به جريان اصولگرا نمي‌زند. مطمئناً شأن ايشان را همه حفظ مي‌كند. هر چند من شنيده‌ام برخي از گروههاي تندرو اصلاح‌طلب نزد ايشان رفتند و گفتند كه تشريف بياورند در انتخابات شركت كنند. اگر واقعاً اين‌طور باشد اصلاح‌طلب‌ها نبايد خيلي از حضورشان ضرر كنند.
*اما نطق پيش از دستور يكي از نمايندگان مجلس كه عضو فراكسيون اكثريت مجلس هفتم(اصولگراها) است نشان داد آنها جداً نگران حضور هاشمي در انتخابات هستند.
در جريان اصولگراها هم تنوع فكري وجود دارد. يكي از دوستان ما در مجلس حرفهايي زد كه چنين چيزي القاء مي‌كرد. از طرفي عكس‌العملهاي مختلفي درباره احتمال حضور ايشان داشتيم از استقبال برخي نيروها گرفته تا افرادي كه گفتند اگر ايشان بيايند ما كنار مي‌رويم. من خودم خيلي موافق اين كارها نيستم. يعني شأن هاشمي رفسنجاني به عنوان كسي كه يك ركن در انقلاب است و زحمات زيادي براي انقلاب كشيده بالاتر از آن است كه چنين ادبياتي در مورد ايشان استفاده شود. منزلت ايشان نزد نيروهاي اصولگرا محترم است. حالا ممكن است در جريان افرادي هم مقداري تندروي داشته باشند ولي در مجموع نيروهاي اصولگرا خدمات جناب آقاي هاشمي را قدر مي‌دانند.
پیاپی162 ارديبهشت 1384

****

mostafamoen7465.jpg
گفتگو با مصطفی معين

کسی که به رای مردم تمکین نکند شعارهایش را زیر پا می گذارد**

با مصطفی معین در گرما گرم مبارزات انتخاباتی اش برای انتخابات ریاست جمهوری نهم گفتگو کردیم. او کاندیدای اصلاح طلبان بود. معین به دلیل آنکه استاد دانشگاه بود خیلی طبیعی می دانست که مخاطبان شعارهایش بیشتر قشرهای دانشگاهی و فرهیخته باشند تا مردم عادی (البته او تاثیر گذاری نظر این قشر روی نظر مردم را هم زیاد می داند.) او شرط حضور در صحنه انتخابات را آزاد برگذار شدن آن می داند و می گوید: ما شریک انتخاباتی که آزاد نباشد نیستیم. معین قول داد در صورت پیروزی در انتخابات از طنز و کاریکاتور به شدت استقبال کند و هیچ مقامی هم نباید در زمینه انتقاد شدن به وسیله طنز و کاریکاتور مستثنی باشد.
*اگر در نظرسنجي، آراء آقاي كروبي بالاتر از شما باشد كنار مي‌رويد؟ايشان كه گفته‌اند مطلقاً كنار نمي‌روند.
بلافاصله، اصلاً تأمل نمي‌كنم. اصل معيار ورود من حضور مردم است. اگر مردم نيايند خودم كنار مي‌روم. اگر مردم جدي نيايند و به من گرايش نداشته باشند مسؤوليتي ندارم و كنار مي‌روم. مسؤوليت وقتي است كه مردم كه صاحب انتخابات هستند بيايند و به فردي اعتماد كنند. اگر كسي در اين شرايط به رأي و نظر مردم تمكين نكند، ممكن است پس از سركار آمدن، بسياري از شعارهايشان را زير پا بگذارند.
*به نظر شما اگر هفته‌نامه منتشر مي‌شد چه موضوعي براي سوژه روي جلد خوب بود؟
سوژه اصلي خود انتخابات مي‌توانست باشد و شعارها و ادعا‌هاي گوناگوني كه كانديدها مطرح مي‌كنند. و ادعاي دولت مقتدر كه همه مطرح مي‌كنند. سوژه اصلي فكر كنم اقتدار افراد يا دولت مقتدر كه تشكيل مي‌شود باشد. آن وقت ممكن است اشاره‌اي هم به عملكرد گذشته‌شان شود. چرا كه فقط كافي است شما يك مقدار از سابقه برخي‌ها بگوييد تا تمام رشته‌ها پنبه شود چون همه صحبت دموكراسي و مردم را مي‌كنند. در حالي كه گذشته‌شان چيز ديگري را نشان مي‌دهد.
پیاپی163 ـ خرداد 1384

****

doaei987345.jpg
گفتگو با حجت الاسلام سيدمحمود دعايي

اهل ذوقها از دوکلمه حرف حساب استقبال کردند


در سالگرد انتشار دو کلمه حرف حساب  در روزنامه اطلاعات (دی 1384) هیچ چیز به اندازه خواندن گفتگویی که با مدیر موسسه اطلاعات انجام شده نمی چسبد! حجت الاسلام دعایی از سابقه آشنایی اش با کیومرث صابری گفت و ستون طنز جعفر آقا که گل آقا قبل از شروع نوشتن دو کلمه حرف حساب، در نشریه درون بعثه ای برای حجاج می نوشت و به قول جناب دعایی، در آن به طور غیرمستقیم امر به معروف و نهی از منکر می کرد. او گفت گل آقا برای شروع دو کلمه حرف حساب در اطلاعات چند شرط داشت از جمله آنکه: نظارتی برنوشته اش وجود نداشته باشد و پولی بابت نوشته هایش نگیرد! او یکی از دغدغه های صابری را رضایت خاطر امام از نوشته هایش می دانست و گفت: امام مطالب گل آقا را می خواندند وخیلی هم خوششان می آمد.
*هيچ وقت پيش آمده بود كه به خاطر ستون دو كلمه حرف حساب انتقاد يا فشاري از طرف بعضي‌ از مسؤلان به شما وارد شود؟
خوب، طبيعي است كه همه مسؤولان سليقه يكسان نداشتند. سليقه‌ها مختلف بود. بعضي‌ها اهل ذوق و درك هنر بودند و تلقينهاي مثبت و رضايتمندي داشتند، بعضي هم خشك و انعطاف‌ناپذير بودند و مي‌گفتند كه اينها چه ضرورتي دارد، اما نخبگان و تأثيرگزاران اصلي جامعه همگي نظر مثبت و پذيرا داشتند. در رأسشان هم مرحوم حضرت امام بودند كه فوق‌العاده نظر ايشان اهميت داشت. پس از آن مقام معظم رهبري بودند كه بسيار به آقاي صابري علاقه‌مند بودند و حتي در دوران رياست جمهوريشان، ايشان را به عنوان مشاورشان انتخاب كرده‌ بودند. و در همان دوران هم بود كه بسياري از گزارشاتي  كه بايد به ايشان مي رسيد، به طنز و شعر براي آقا مي‌فرستاد، از جمله يك مراجعي بود كه از همسايگان همان دور و بر رياست جمهوري كه هنوز خانه ايشان را واگذار نكرده‌ بودند. همسايه اي كه مسيحي بود، ايشان آمده بود رياست جمهوري و با سين‌جيمهاي محافظان و پاسدارهاي اطراف مواجه شد و بر او سخت گذشته بود. مرحوم صابري اين ماجرا را خيلي زيبا در قالب طنز به صورت يك داستان مؤثر براي آقا نوشت. آقا خوششان آمد و خيلي هم مؤثر افتاد. هم از آن خانواده دلجويي شد و هم ترتيب اثر داده كه از آن پس درآمدو شدها برخوردهاي دقيق‌تري رعايت شود تا مشكلاتي پيش نيايد. همچنين آقاي مهندس موسوي كه نخست وزير سخت كوش و گرفتار آن ايام بود و كاملاً به آقاي صابري علاقه داشت و از ايشان رضايتمند بود.
پیاپی170 ـ دي 1384

****

gochani2final7864.jpg
گفتگو با محمد قوچانی

وظیفه روزنامه نگار پیشگویی نیست

محمد قوچانی در ابتدای گفتگو از شیوه های مقاله نویسی اش گفت و این که در مقاله هایش علاوه بر نگاه تاریخی به موضوع از داستان سازی و سرک کشیدن به حوزه خصوصی مسایل هم غافل نمی شود ولی سراغ پیش بینی اتفاقهای بعدی نمی رود. در ادامه، مسیر گفت و گو به نحوه کار روزنامه شرق (که در آن زمان قوچانی سردبیرش بود) و سیاستهای مطبوعاتی این روزنامه و نظر قوچانی درباره کیومرث صابری می رود. قوچانی بچه ها ... گل آقا را نشریه بسیار خوبی میداند که باعث شد ضمیمه کودک و نوجوان شرق را راه اندازی کند.
*...با این تفاوت که شما سراغ پیش بینی حوادث و جریانات نمی روید؟
من قالب پیش بینی ندارم. همیشه هم از من می پرسند که خوب آخرش چی میشه و این سوال خیلی مرا اذیت می کند. در حقیقت فکر می کنم کسی که این سوال را از یک نویسنده، روزنامه نگار و یا فعال سیاسی می پرسد، از او می خواهد در مقام حکیم و کیمیاگر، اکسیر همه مشکلات را داشته باشد. متاسفانه انتظاری است که وجود دارد و بعضی از ما هم با پاسخ دادن، بیشتر به این انتظار دامن می زنیم، که مثل انتظاری است که از یک رمال یا پیشگو داریم. به نظر من وظیفه روزنامه نگار پیش بینی نیست، اگر خیلی هم زرنگ باشد می تواند حالت های مختلف یک پایان را ببیند و این نهایت کاری است که روزنامه نگار می تواند انجام دهد، یعنی شرایطی مهیا شود که خواننده خودش به این نتیجه برسد که وقایع به کدام سمت پیش می رود. ولی پاسخ گفتن به این سوال که آخرش چه می شود هم غیر ممکن است و هم خنده دار.
پیاپی 157 سال 1383

****

mohtashamipour03.jpg
گفتگو با فخرالسادات محتشمی پور

نسل سوم انقلاب می دانند برای چه فریاد می زنند

خانم محتشمی پور (همسر مصطفی تاج زاده) در زمان گفتگو رییس دفتر امور بانوان وزارت کشور بود و در گفتگو با او به این مسائل پرداخته شد: جوانان مشکلی ندارند، دیگران هستند که آنها را به صورت مشکل می بینند. در طول تاریخ زنان دانه های غذایی را کشف کردند و ساختند و خلاصه آنها بودند که بخش عمده ای از تمدن را جلو بردند! همسرم کارتی دارد که نشان می دهد عضو جامعه زن ذلیلان است! ارتباط من با گل آقا یک ارتباط خانوادگی بود. جای طنز های زنانه همیشه در گل آقا خالی بوده اما طنز زنانه یک تیغ دو لبه است و بیش از تاثیر گذاری، فقط شادی آفرین است. از خانمهای موسسه گل آقا که این موسسه فرهنگی را سرپا نگه داشتند تشکر می کنم!
*وقتی درباره مسئولیتهایی که داشتید توضیح می دادید متوجه شدم بخش زیادی از فعالیتهایتان را درکنار جوانان و برای جوانان انجام دادید. درباره نسل سوم انقلاب و تعارض های این نسل با نسل قبلی چه نظری دارید؟
من قبل از آنکه با جوانان در عرصه های اجتماعی ارتباط داشته باشم با عنصر جوانی در خانواده خودم مواجه شدم. فرزندانی دارم که این دوره را طی کرده اند. می توان گفت وجه مشترک این نسل ویژگی معترض بودن آنهاست. شاید همه آنها در نوع اعتراض کردن و چیزی که به آن اعتراض دارند، اتفاق نظر نداشته باشند اما معلوم است همه آنها در تکاپوی رسیدن به رندگی بهتری در آینده اند. در ابتدا این اعتراض جوانان برایم کمی عجیب بود بنابراین سعی کردم مطالبات آنها را بشناسم و با مطالعه بفهمم که آیا این ویژگی معترض یا متفاوت بودن مختص این نسل است یا در نسلهای گذشته هم وجود داشته. یادم می آید در یک مجله قدیمی مطلبی خواندم که نویسنده ارتباط جوانان آن زمان با مربیان و والدین را مطرح می کرد و معتقد بود هر دوره ای شرایط خاص خودش را دارد و نمی توان در دوره ای زندگی کرد و تعلقات پیشین را داشت. شهید رجایی کتابی در دوران دبستان به من هدیه کرد که مجموعه جملات قصار حضرت علی (ع) بود یکی از این جمله ها این بود:"فرزند زمان خویش باش." هرچه می گذرد من عمق این عبارت را بیشتر می فهمم. ما هم، چنین تجربیاتی داشتیم. البته جوانی کردنمان کمی متفاوت بود ولی در هر حال نسل قبل از ما کارهای ما را نمی پسندیدند و برایشان قابل درک نبود اما به هر حال تحمل کردند. الان هم ارتباطم با جوانان قطع نشده. حیطه کارم عمومی تر شده و بحث زنان گستره ای دارد که دختران جوان را هم در بر می گیرد. به هرحال در این ارتباطها سعی کردم ویژگیهای این نسل را بشناسم و برای مشکلات آنها چاره جویی کنم. خود بچه ها هم خوب همکاری می کردند. دخترانی که من با آنهال کار کردم یاد گرفته بودند که فقط یک زبان پرسشگر و یک دهان فریادگر برای اعتراض نداشته باشند و حتما بدانند که برای چه فریاد می زنند. دخترهای جوان در "کمیته دختران جوان" تاکید داشتند راههایی را پیدا کنند و بدانند که از دست خودشان برای حل مشکلاتشان چه کارهایی بر می آید. از طرفی به نظر من جوانان امروز منطق عقلانی بسیار قوی ای دارند. البته جوان نمی تواند ایده آلیست نباشد. در هر حال آرمانهایی دارد. اما این عقلانیت باعث می شود بتواند با منطق کارش را پیش ببرد. هر چیزی را که بخواهند با جبر و زور و بدون داشتن پایه های منطقی و عقلانی به جوانان تحمیل کنند آنها قطعا واکنش منفی نشان می دهند.
پیاپی 154، سال 1383

****
masoud-dehnamakoi87345.jpg
گفتگو با مسعود ده‌نمكي

انتقاد خوبه به شرطي كه عليه ديگران باشه!

ده نمکی سر صحنه ساخت اخراجی های1بود که با او گفتگو کردیم. او افول مطبوعات و تغییر ذائقه مخاطب را در کوچ کردنش به عالم سینما موثر می داند و درباره سینمای جنگ می گوید: به قول شهید خرازی: مطبوعات ما جنگ را درست نمی نویسند، درشت می نویسند! سینماگران ما هم جنگ را آنطور که خواسته اند تعریف کردند نه آن طور که بوده. او از گل آقا انتقاد می کند که: فقط به یک جناح می پرید. نون بازویش را نمی خورد و حاشیه امن محکمی داشت. باید این حاشیه امن برای دیگران هم باشد.
*يعني ده‌نمكي از آن حاشيه امني كه وجودش را براي گل‌آقا مضر مي‌دانست برخوردار نيست؟

نه... چون تا حالا سه نشريه‌ام توقيف شده. فيلم و كتابم تو قيف شده. در اين نظام زندان هم رفتم. چه كسي را سراغ داريد جبهه رفته باشد، خون داده باشد و اين طوري باهاش برخورد شود. اصلاح‌طلبها فوقش هر كدام يك نشريه‌شان توقيف شده، نه سه‌تا!
*در فيلم آژانس شيشه‌اي سكانسي هست كه عده‌اي موتورسوار آمدند براي حمايت از حاج كاظم اما او به آنها پيغام مي‌دهد كه بروند تا دود موتورها‌يشان همه را خفه نكرده! به نظرتان حاتمي‌كيا در اين صحنه مي‌خواست به چه كساني اشاره كند؟
اسم هم مي‌برد اصلاً... مي‌گويد به حاج كاظم بگو...به همين تيپ بچه‌ حزب‌اللهي‌ها مي‌زد، غافل از اينكه اينها تو خط مقدم آن چيزي بودند كه او بعداً مي‌خواست حرفش را بزند. يك جور خواسته بود حساب خودش را از اينها جدا كند. اين نگاه روشنفكريه. حرفي كه مي‌خواست توي آژانس بزند، ما هفت ـ هشت سال قبل گفته بوديم. دير گفت. انتقادي هم كه من به آژانس شيشه‌اي داشتم همين بود. به آن آژانس گيشه‌اي مي‌گفتم چون براي گيشه ساخته شده بود. روزهاي قبل از آن اگر كسي جرأت مي‌كرد اين حرفها را بزند درست بود. مثل عروسي خوبان كه به موقع بود.
*ميانه‌تان با انتقاد چطور است؟
خوبه به شرطي كه عليه ديگران باشه! ولي بستگي دارد منتقد من انصاف به خرج داده باشد يا نه. دروغ نوشته باشد ناراحت مي‌شوم اما اگر درست نوشته باشد از او چيز ياد مي‌گيرم.
 پیاپی180 – آبان 1385

**:این گفتگوها قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نهم انجام شده است.
    كاريكاتورها از حسين صافي، اميرحسين داودي و نيما جمالي

مرتبط:
تاريخ معاصر به روايت گل آقا

تاريخ : يكشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸

Keywords:
Interview With Mostafa Tajzadeh , Mohamadali Abtahi , Ali Larijani , Mostafa Moeen , Mahmoud Doaei , Mohamad Ghochani , Fakhrosadat Mohtashamipour , Masoud Dehnamaki

نظرات

به خدا همین جور که تو این صفحه میومدم پایین اشکم در اومد...
قدرشونو ندونستیم حالا باید انتطار آزادیشون رو بکشیم...

چه آدمای نازنینی
به غیر از بعضی هاشون که خواهشمندم برشون دارید...

ارسال توسط :  ناصر | پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸

 
سلام
جالب بود
با این که دیگر هفته نامه چاپ نمیشود اما اینجا هست خد ارا شکر

ارسال توسط :  آرش فرهنگ پژوه | يكشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۸

 
باسلام و درود به شما عزیزان . فقط میگویم که : زنده باد خاتمی موسوی کروبی و در کل مردان آزادیخواه دهه اخیر . درود بر شهدای حوادث اخیر .
ارسال توسط :  آذر | چهارشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۸

 
این مصاحبه ها (مخصوصا آخریه) نشون داد همه چی چقدر زود تغییر می کنند.
ارسال توسط :  تربچه | پنجشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۸۸

ارسال نظر

لطفاً نظرتان را به فارسي بنويسيد. نظر شما پس از تاييد نمايش داده خواهد شد.
لطفا" کد زیر را در قسمت پائین آن وارد نمائید.
نام:
 
پست الكترونيك:
 
وب سايت (لطفاً آدرس به صورت کامل وارد شود. بعنوان مثال: http://www.golagha.ir):
 
نظر:  

 


©با معرفت‌ها ذکر مأخذ می‌کنند!
powered by: