facebook instagram telegram telegram
و گل‌آقا...بچه‌ها
rg3869456.jpg

سیف الله گلکار سال 1319 در تهران متولد شد و در رشته حقوق تحصیل کرد. گلکار در کنار شغل وکالت نزد محمد قاضی ترجمه و زبان فرانسه را آموخت و تا به حال بیش از 20 عنوان کتاب ترجمه کرده است. اولن اشپیگل، بوبی دانا، گروه هفت در انبار گرگها، گروه پنج نفره و کولی‌ها (کاری مشترک با محمد قاضی) و پیام قو از جمله آثار چاپ شده این مترجم است. سالهاست که خوانندگان بچه‌ها...گل‌آقا داستانهایی را که سیف الله گلکار برایشان ترجمه می‌کند (گلی که لبخند می‌زند، مجموعه داستانهای دلفین و مارینت و ...) می‌خوانند و لذت می‌برند.


057149578986709.jpg
هنوز پنج سالم نشده بود كه خواندن را ياد گرفتم (شصت و چهار سال پيش). به تقليد از پدر، كتابي به دست مي‌گرفتم و چون از نوشته‌هاي آن چيزي نمي‌فهميدم، بخش‌هاي داستاني آن را مي‌‌خواندم. كمي كه بزرگتر شدم، از كتابفروشي بزرگي كه در خيابان چراغ برق، نرسيده به سه راه امين حضور بود، كتاب كرايه مي‌كردم و چه كتابهايي؛ مهتر نسيم عيار، رستم‌نامه، اسكندرنامه و... من كتابهاي طنز را بيشتر دوست داشتم و شگفتا... اين كتابها بيشتر طنز بودند.

در آن زمان، كتاب يا نشريه‌ ويژه كودكان، پيدا نمي‌شد و ما دوران كودكي را با همان كتابها مي‌گذرانديم تا به خواندن كتابهاي ديگر و مجله‌ توفيق و كنايه‌هاي بامزه‌ي كاكا توفيق و نشريه‌ حاجي بابا رسيديم.

بچه‌هاي من، از كتابها و نشريه‌هاي ويژه‌ي كودكان (قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب روانشاد آذريزدي و كيهان بچه‌ها و اطلاعات كودكان) بهرمند شدند، اما از خواندن نشريه‌هاي طنزآميز توفيق و حاجي‌بابا و...محروم ماندند (چون انتشار آنها در حكومت سابق، ممنوع شده بود).

تا اينكه چندسال پس از انقلاب، گل‌آقا و در كنار آن بچه‌ها...گل‌آقا منتشر شد كه نوه‌هاي من از آن بهره مي‌بردند و خواهند برد (البته پدربزرگ‌ها نيز با خواندن آن كمبود‌هاي گذشته را جبران مي‌كنند) چندسالي نخستين نشريه‌ طنز بچه‌هاي ايران، منتشر شد. از هر گوشه‌ ايران بچه‌هاي با استعداد، با ذوق و شوق براي آن مطلب نوشتند، كاريكاتور کشیدند، خودي نشان دادند و راه آينده‌ خود را يافتند. و زيبايي كار در آنجا بود كه نويسندگان پر آوازه‌ توفيق و گل‌آقا، يك باره به ياد كودكي و دوران از دست رفته افتادند و در نشريه بچه‌ها...گل‌آقا از زبان بچه‌ها نوشتند و چه كارهاي ارزنده‌اي از خود بر جا گذاشتند. داستان‌هاي روانشاد آذريزدي پر از اندرزهاي بخردانه از كتابهاي گذشتگان، به زباني ساده بود، اما اندرز و پند زماني كارساز است كه به گونه‌اي غير مستقيم و به زبان طنز گفته شود كه بهترين نمونه‌ اينگونه كارها را به زيبايي هر چه تمام‌تر در نوشته‌هاي روانشادان احترامي و صلاحي و نويسندگان ديگر مي‌‌توان ديد.

با اين همه بچه‌ها...گل‌آقا نتوانست خود را نگهدارد، شايد هزينه‌ بالاي انتشار آن، بي ياري دولت و كارگردان‌هاي فرهنگي، براي اداره‌كنندگان گل‌آقا امكان پذير نبود. نخستين نشريه طنز ويژه‌ بچه‌ها كوچكتر شد، ماهنامه شد، فصلنامه شد و اكنون با همه دشواري‌هاي به كار ادامه مي‌دهد تا بگويد: هنوز هستيم...هنوز اميدواريم...تا به زودي باز هم به شكل هفته‌نامه، با بچه‌هاي ايران باشيم.

مرتبط:
خوشحالم كه بچه‌ها...گل‌آقا دوباره تاتي كرد / جعفر ابراهيمي
بچه‌ها! خبر! مژده! خنده جيره‌بندي شد! / اسماعيل اميني
مجله‌اي كه ديگر نيست / صفورا نيري
از يك دوست به دوست ديگر / عباس تربن
حق و حقوق بچه‌ها / ايليا ديانوش

تاريخ : يكشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۸

Keywords:
About Golagha Child Magazine By Seyfolah Golkar

دسته بندی

نشريات خودمان


ارسال نظر

لطفاً نظرتان را به فارسي بنويسيد. نظر شما پس از تاييد نمايش داده خواهد شد.
لطفا" کد زیر را در قسمت پائین آن وارد نمائید.
نام:
 
پست الكترونيك:
 
وب سايت (لطفاً آدرس به صورت کامل وارد شود. بعنوان مثال: http://www.golagha.ir):
 
نظر:  

 


©با معرفت‌ها ذکر مأخذ می‌کنند!
powered by: