facebook instagram telegram telegram
«بچه‌ها... گل‌آقا»ی جامع ­الاطراف!
logo-child-for-send.jpg
آبتین گلکار سال 1356 متولد شده و در رشته ادبیات روسی مدرک دکتری دارد. گلگار در حال حاضر مدرس دانشگاه تربیت مدرس است و تا به حال 14 عنوان کتاب ترجمه و چاپ کرده  از جمله: شرورترین دختر مدرسه و مورچه‌ها تسلیم نمی‌شوند، قصه‌هایی برای بزرگسالان (انتشارات گل‌آقا). سالهاست که ترجمه‌های آبتین گلکار در کنار آثار پدرش (سیف الله گلکار) در بچه‌ها ...گل‌آقا چاپ می‌شود.


Golkar569678Abtin.jpg
در بچگی معلم ادبیاتی داشتیم که بالاترین تعریف و تمجیدش از کسی آن بود که آن فرد «جامع­‌الاطراف» است. ابن سینا «جامع­‌ا‌‌‌‌لاطراف» بود، چون پزشک و فیلسوف و موسیقی­دان و... بود؛ خیام «جامع‌­الاطراف» بود، چون شاعر و فیلسوف و ریاضی­دان و ستاره­‌شناس و... بود؛ حتی حافظ و سعدی هم با آنکه فقط شاعر و عارف و فیلسوف بودند، باز هم «جامع­‌ا‌‌لاطراف» بودند. این معلم ادبیات نازنین همیشه به ما هم توصیه می­‌کرد «جامع­‌الاطراف» باشیم: هم شعر بخوانیم، هم نثر، هم نمایشنامه؛ هم سینما برویم، هم تئاتر، هم اپرا (حالا این مورد آخر را از کجا آورده بود، خدا می­‌داند)؛ هم موسیقی کلاسیک گوش بدهیم، هم موسیقی سنتی، هم موسیقی مدرن؛ و...

حالا «بچه‌­ها... گل‌آقا» هم به آن تعبیر، نشریۀ «جامع­‌الاطرافی» است: هم به صورت ضمیمه منتشر شده است، هم هفته­‌نامه، هم فصلنامه. از نظر مخاطب هم «جامع­‌الاطراف» است: هم بچه­‌ها می­‌خوانندش، هم بزرگترها، هم پدربزرگ و مادربزرگها (درست مثل بازیهای «جامع‌­الاطراف» زمان بچگی ما، مثل منچ یا مار و پله، که رویشان همه‌­شان حتماً باید می‌­نوشتند: «برای کودکان 5 تا 99 ساله». بزرگترین زیان بازیهای رایانه­‌ای امروزی این است که «جامع­‌الاطراف» نیستند: جایی پدربزرگی را نمی­‌بینید که نشسته باشد و با نوه­‌ا‌‌‌ش مشغول کتک زدن آدمهای روی صفحۀ تلویزیون باشد).

«بچه‌ها... گل‌آقا» از نظر جمع نویسندگان هم «جامع‌­الاطراف» است. اگر می­‌شد عکسی از همۀ نویسندگان آن در دوره‌­های مختلف گرفت، تصویر جالبی می‌­شد: علی زراندوز در سالهای بچگی‌­اش در کنار منوچهر احترامی با سبیل و موی سفید. عمران صلاحی هم با سبیل و موی سیاه می­‌شد میانگین آنها. نمونۀ دیگرش من و پدرم که هردو برای این نشریه مطلب می­‌نویسیم؛ اگر روزی بخواهم کتاب قصه­‌های من و بابام را از زبان خودم بنویسم، حتماً یکی از داستانهایش این می­‌شود که چطور داستانهای من و بابام در یک نشریه چاپ شد و رقابت من و بابام این بود که با وعده و وعید بچه‌­های فامیل را وادار کنیم بگویند داستان فلانی بهتر است.

مطالب «بچه­‌ها... گل‌­آقا» هم «جامع‌الاطراف» است: هم شعر دارد، هم داستان، هم کاریکاتور، هم کمیک­‌استریپ، هم سرگرمی، هم معمای باجایزه؛ حتی آگهی هم دارد. داستانهای ترجمه‌­اش هم که اصلاً حرف ندارد (!).
خلاصه اگر معلم ادبیات ما زنده بود، حتماً «بچه­‌ها...گل‌­آقا» را هم در ردیف ابن­‌سینا و خیام و حافظ و سعدی می­‌گذاشت.

*تصویر آبتین گلکار
مرتبط:
غوغا در بچه‌ها...گل‌آقای نوروزی!
خوشحالم كه بچه‌ها...گل‌آقا دوباره تاتي كرد / جعفر ابراهيمي
بچه‌ها! خبر! مژده! خنده جيره‌بندي شد!/ اسماعيل اميني
مجله‌اي كه ديگر نيست / صفورا نيري
از يك دوست به دوست ديگر / عباس تربن
حق و حقوق بچه‌ها/ ايليا ديانوش
و گل‌آقا...بچه‌ها/ سيف‌الله گلكار
ما بچه‌هاي گل‌آقا/ سعيده عليزاده
درباره بچه‌ها...گل‌‌آٔقا / ناصر پاک شیر
از در درآمدی و ... / یاشار صلاحی

تاريخ : چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹

Keywords:
About Golagha Child Magazine By Abtin Golkar

دسته بندی

نشريات خودمان

نظرات

کلوب بچه ها گل اقا هم ایشالله «جامع‌الاطراف» می شه.
ارسال توسط :  سعیده علیزاده | يكشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۹

ارسال نظر

لطفاً نظرتان را به فارسي بنويسيد. نظر شما پس از تاييد نمايش داده خواهد شد.
لطفا" کد زیر را در قسمت پائین آن وارد نمائید.
نام:
 
پست الكترونيك:
 
وب سايت (لطفاً آدرس به صورت کامل وارد شود. بعنوان مثال: http://www.golagha.ir):
 
نظر:  

 


©با معرفت‌ها ذکر مأخذ می‌کنند!
powered by: