facebook instagram telegram telegram
گل‌آقا در رفت
ميزگرد بررسي طنز گل‌آقايي با حضور پوپك صابري (گلنساگيتي صفرزاده و محمد حسين روانبخش

IMG_7421.JPG

آرش محبي – عباس رضايي ثمرين
گل‌آقا نامي ماندگار درتاريخ مطبوعات‌ايران است و دست‌پخت قريحه طناز كيومرث صابري‌فومني(1320-1383). ماهيت‌طنز گل‌آقا تحت تاثير شديد شخصيت، باورها و سوابق سياسي و مطبوعاتي مرحوم صابري شكل گرفت به گونه‌اي كه اين مجله طنز را آينه تمام‌نماي زندگي او دانسته‌اند. باورها و سوابق سياسي و مطبوعاتي صابري از جمله آغاز كارجدي طنز مطبوعاتي با مجله توفيق در عصر پهلوي و نشست و برخاست با رجال اول سياسي كشور پس از انقلاب، در آغاز و تداوم كار گل‌آقا و شخصيت معتدل و اخلاقي وي در شكل‌گيري محتواي ويژه اين مجله طنز تاثير تامه‌ داشتند.
برخي معتقدند مجله گل‌آقا اسطوره نشريات طنز ايراني در يكصد سال گذشته است. اگر اين مدعا قابل ترديد وتشكيك باشد اما تاثير اين مكتب‌خانه در پرورش اكثر كساني كه در چند سال گذشته از سر طنزنويسي به شهرت و منالي دست يافتند قابل انكار نيست. گل‌آقا نه تنها «مكتب خانه» كه «مكتبي» هم براي طنز نويسي بود، نه  به رسم پيشيناني مانند توفيق بود و نه با طنز پسينياني مانند داور(ابراهيم نبوي) ميانه داشت.
عمر گل‌آقا(1) در سال 1381 و در شماره 548 با سرمقاله خداحافظي صابري به سر آمدتا شاغلام (2) از" يك لنگ پا كنار در ايستادن" خلاص شود، نامه‌هاي ممصادق(3) بي‌رهنمود بماند،«غضنفر»(4)  بي‌مسئوليت شود و همه به همراه گل‌آقا به تاريخ مطبوعات هجرت كنند. بازار حدس و تخمين درباره دلايل جمع شدن بساط «چاي ديشلمه» همچنان داغ است و اينكه «‌نگذاشتند»، خودشان«نخواستند» يا اصلا  «نتوانستند». صابري هم دوسال پس از خداحافظي گل‌آقا، با همگان و براي هميشه وداع كرد بي‌آنكه «دو كلمه حرف حساب» هم درباره تعطيلي مكتب‌خانه گفته باشد. هر چند كه مي‌گويند در همان شماره آخر گفت و  آن كس است اهل بشارت كه اشارت داند!
ميهمان پوپك صابري فومني (گلنسا)؛ دختر مرحوم صابري و مسئول فعلي موسسه گل‌آقا، گيتي‌صفرزاده از اعضاي تحريريه گل‌آقا و محمد حسين روانبخش روزنامه‌نگار، طنزپرداز و از همكاران متاخر ‌گل‌آقا شديم تا درباره طنز از جنس گل‌آقايي و غيره‌اش به گفت‌وگو بنشينم. بي‌منت، متن‌اين نشست، پيشكش مخاطبان مجله مديريت ارتباطات.

********

اگر بخواهيم درباره طنز گل آقايي به يك درك و تعريف برسيم، ابتدا بايد ببينيم استنباط دوستان از طنز سياسي به عنوان يك ژانر مطبوعاتي چيست.
صابري: من ترجيح مي‌دهم بحث را از اينجا آغاز كنم كه امروز طنز سياسي با چندگونه‌ مختلف شناخته مي‌شود. در يك گونه انتقادي، طنز با هدف از ريشه زدن استفاده مي‌شود. در اين گونه، طنز كاركرد نوعي سلاح يا ابزار را پيدا مي‌كند و هدف صرفا مبارزه ساختاري است. نوع ديگري از طنز به شكل بي‌تفاوت و بدون داشتن دغدغه مسائلي را مي‌گويد و دنبال آن را هم نمي‌گيرد. در اين گونه طنز فرد نويسنده تنها به جاي اينكه حرفش را جدي بنويسد، طنز مي‌نويسد و دغدغه  طنزنويس اين نيست كه به عنوان يك مبارزگر مطرح شود. نوع ديگر طنز كه پس از اين دو نوع به وجود آمد و تحت عنوان طنز گل‌آقايي در كشور مطرح شد با انواع قبلي تفاوت‌هاي بسياري داشت. آقاي صابري آدمي بود كه از خود نظام برآمده بود. ايشان پيش از ورود به كار طنز، پست سياسي داشت و مشاور آقاي خامنه‌اي، آقاي رجايي، آقاي تاج زاده در وزارت ارشاد و آقاي خاتمي بود. يعني با مسئولاني كه از نظر تفكر در همان زمان هم متعلق به طيف‌هاي مختلف بودند، كار كرده بود. ايشان سوابق و سلايق سياسيش را كنار گذاشت، از فضاي سياسي كاملا فاصله گرفت و در شرايطي كه مي‌توانست با ادامه كار در سياست شايد به راحتي نماينده مجلس، وزير يا حتي رئيس جمهور شود، وارد كار طنز مطبوعاتي شد.
تفاوت مهم طنز گل‌آقايي با انواع ديگر طنز اين بود كه توسط كسي از درون ساختار نظام و با هدف اصلاح انجام مي‌گرفت. اگر چند تعريف مشهوري كه آقاي صابري از طنز مورد نظر خودش ارائه داده است را ببينيد، بيشتر منظورم را در مي‌يابيد. مثلا در يكي از اين تعريف‌ها آقاي صابري مي‌گويد كه طنز گل‌آقايي زدن با شاخه گل به صورت فردي است كه به خواب فرو رفته و هدف بيدار كردن اوست. تعريف ديگرش اين بود كه طنز گل‌آقايي مثل تيغ جراحي است كه بدن بيمار را به قصد بهبود و معالجه مي‌برد و البته با چاقوي سلاخي تفاوت دارد. ايشان از همان روز اول گفتند كه طنزش يك طنز نجيب و تنها با هدف اصلاح است.

sutitr7y87yriughlifuhgilofgyhlifug.jpg

خانم صابري در كنار دو نوع طنز مبارزاتي و بي تفاوت، از گونه‌اي طنز تحت عنوان گل‌آقايي نام بردند.آقاي روانبخش نظر شما چيست؟
روانبخش: من مطلبم را از اينجا آغاز مي‌كنم كه طنز سياسي و لطيفه از نظر ظاهر شباهت زيادي دارند اما در واقع تفاوت‌هاي بنيادي باهم دارند. براي مثال مي‌توان مرحوم صابري را به عنوان يك طنزنويس سياسي و مرحوم ابوالقاسم حالت را به عنوان يك لطيفه‌نويس سياسي با هم مقايسه كرد. هر دو شخصيت‌هاي بزرگي بودند يعني نمي‌توان گفت كه يكي در نگارش خيلي موفق‌تر از ديگري بود اما آن چيزي كه در نوشته‌هاي آقاي حالت ديده مي‌شد،‌ طنز سياسي نبود، لطيفه سياسي بود. اگر كلي‌تر نگاه كنيم اين همان فرقي‌ است كه مجله «گل‌آقا» با مجله «توفيق» داشت. در توفيق هم بحث مبارزه و انتقاد مطرح بود اما چيزي كه در توفيق نوشته مي‌شد بيشتر لطيفه سياسي بود. تفاوت بين طنز و لطيفه اين است كه طنز يك نوشته ادبي است يعني در طنز ويژگي‌هايي است كه ريشه در ادبيات دارند. در ادبيات بيان و صنايع ادبي وجود دارد و به اين معنا طنز يك نوشته‌‌ ادبي هم است. اين نوشته وقتي وارد فضاي سياسي مي‌شود، دغدغه اجتماعي- سياسي پيدا مي‌كند، يعني ديگر از دغدغه فردي خبري نيست. حتي اگر در مواردي هم كمي به هجو و تمسخر نزديك مي‌شود به خاطر همان مسئوليت اجتماعي است. تفاوت ديگر طنز با لطيفه اين است كه طنز الزاما خنده‌دار نيست. آقاي عمران صلاحي(از نويسندگان مجله‌هاي توفيق و گل‌آقا) تعبير خوبي داشتند و مي‌گفتند كه طنز خنداندن با لب و دهان نيست، خنداندن با دل است. طنز سياسي هم بيشتر با اين تعريف هماهنگ است. بسياري از طنزهاي قديمي مثلا كارهاي عبيد زاكاني اصلا خنده‌دار نيستند و اتفاقا خيلي جاها غصه ايجاد مي‌كنند. وقتي شما وارد گفتن دغدغه‌هاي اجتماعي مي‌شويد، خيلي از موارد خنده‌دار نيستند و شايد هم گريه‌آور باشند.

اگر طنز سياسي خنده‌دار نباشدآنگاه مرزبندي و مزايايي آن نسبت به ساير ژانر‌هاي مطبوعاتي چه مي‌شود و اصولا اگر اين ژانر حذف شود اتفاق خاصي مي‌افتد ؟
روانبخش: طنز ويژگي‌هاي خودش را دارد، مثل مقاله، يادداشت و گزارش كه ويژگي‌هاي خاص خودشان را دارند. مهم‌ترين ويژگي طنز اين است كه روي تناقض‌هاي جامعه دست مي‌گذارد. مثلا شما جامعه‌اي داريد كه تناقض از آن مي‌بارد، برخي مواقع بهترين تعريفي كه از اين جامعه مي‌شود ارائه داد فقط در ساختار طنز ممكن است. منظورم اين است كه وقتي جامعه‌ ما تناقضات زيادي را در خود دارد، گزارش‌نويسي به درد بيان انتقاد آميز در اين جامعه نمي‌خورد يا كمتر به كار مي‌آيد و چاره‌ كار طنز است. به نظر من طنز، قالبي است كه در كنار قالب‌هاي ديگر مطبوعاتي قرار دارد و نبايد بگوييم كه مثلا اگر حذفش كنيم چه اتفاقي مي‌افتد يا نمي‌افتد.

 منظور من هم حذف اين قالب كه نيست. در نظر بگيريد شايد با يك نوشته جدي انتقادي برخورد شود اما با همان مطلب اگر طنز نوشته شود، برخورد نشود. يعني انتقاد با ابزار طنز كم هزينه‌تر باشد يا اينكه مخاطب شما ممكن است حوصله خواندن كار جدي نداشته باشد. سوال من بيشتر ناظر به اين مباحث بود.
صفرزاده: من معتقدم كه طنز سياسي موجب تلطيف فضاي جامعه مي‌شود. هميشه با گل‌آقا شوخي مي‌كردند و مي‌گفتند كه گل‌آقا يك سوپاپ براي جامعه است. خود آقاي صابري هم پي اين قضيه را گرفتند و مي‌گفتند كه گل‌آقا يك سوفاف! است. اين يك بحث كاملا جدي بود، يعني گل‌آقا در حوزه سياسي يك سوپاپ اطمينان براي جامعه بود. از يك طرف سبب مي‌شد فشار روحي و رواني مردم با خواندن مطالب آن كمي تخليه شود و از طرف ديگر سياستمداران هم درمي‌يابند كه زير ذره‌بين هستند. به نظر من اينجا يك اصل كلي وجود دارد كه بايد به آن هم اشاره شود. سياستمداران موفق كساني هستند كه جلوي طنز را نمي‌گيرند چون مي‌دانند كه در واقع كار آنها را تسهيل مي‌كند و يك مفري مي‌شود تا مردم جامعه احساس كنند حرف‌ها و دردهايشان گفته مي‌شود. در تاريخ ايران هم مي‌بينيم وقتي كه فضاي سياسي بسته است اما در كنار آن نشريات طنز هم وجود دارند، وضعيت بهتر از زماني است كه از نشريات طنز به كلي خبري نيست. نبودن نشريات طنز سبب مي‌شود كه بعد از مدتي انفجار‌هايي در جامعه رخ دهد و تغييراتي به وقوع بپيوندد. اولين فايده و مهمترين فايده‌ طنز سياسي براي خود ساختار سياسي است و متاسفانه سياستمداراني كه در ابتداي راه قرار دارند چندان متوجه اين موضوع نمي‌شوند.
صابري: من هم يك نكته به بحث سياسمت‌مداران و طنز اضافه كنم. وقتي ايرادي در يك فرد وجود دارد، يك راه انتقاد اين است كه بگوييم آقا شما اين ايراد را داريد.  به طور طبيعي ممكن است اين حرف به طرف مقابل بر بخورد اما وقتي اين ايراد در لفافه طنز ‌پيچيده مي‌شود  و رنگ و لعابي از خنده به آن اضافه مي‌شود، ميزان ناراحتي هم از اين انتقاد كمتر مي‌شود. خيلي عجيب است كه بعضي از سياستمداران در مقابل طنز انتقادي جبهه مي‌گيرند.كسي كه نتواند انتقاد طنزگونه را تحمل كند به طور حتم انتقاد جدي را هم تحمل نخواهد كرد.

44_890707_L600.jpg

شايد به اين دليل كه  نفوذ و فراگيري طنز  نسبت به ساير ژانر‌هاي مطبوعاتي بيشتر است
صابري: اگر هر كاري درست انجام شود حتما ديده مي‌شود، چرا ديده نشود؟ شما اگر يك گزارش تحليلي مناسب بنويسد، اگر واقعا كننده‌ اين كار باشيد، حتما تاثيرگذار خواهد بود و همه آن را مي بينند.
روانبخش: اشاره كردم كه طنز ساختار ادبي دارد و اضافه مي‌كنم كه اين ادبي بودنش باعث تاثيرگذاري بيشترش مي‌شود. در فرهنگ ما استفاده از ادبيات تاثيرگذاري گفتار را بيشتر مي‌كند و به همين دليل شعر تاثير بيشتري نسبت به نثر دارد. حتي نثر هم براي تاثير‌گذاري بيشتر در جاهايي خودش را به شعر تشبيه كرده است يعني به سمت نثر‌هاي فني و مسجع رفته است. طنز دو ويژگي مهم دارد، يكي اينكه شيرين است يعني شايد خنده‌دار هم نباشد اما شيريني خودش را دارد و ديگر اينكه ادبي است. اين شيرين و ادبي بودن، تاثيرگذاري طنز را بيشتر مي‌كند. من با اين نكته خانم صابري هم موافقم كه شما در هر قالبي بنويسيد، اگر حرفه‌اي و درست بنويسيد مي‌توانيد تاثيرگذار باشيد.

در جامعه‌اي مثل ايران كه مردمش در طول تاريخ انسان‌هاي طناز و لطيفه‌سازي بوده‌اند،تاثيرگذاري طنز طبعا بيشتر است و بيشتر هم خوانده و شنيده مي‌شود.
روانبخش: مردم ما به ادبيات نگاه و علاقه خاصي دارند. هنر ملي ايتاليا نقاشي و مجسمه سازي‌است، هنر ملي ما هم ادبيات و شعر است و طنز هم يك بخشي از آن محسوب مي‌شود. در كشور ما اين ويژگي از زمان‌هاي قديم شكل گرفته است و دلايل جامعه شناختي خاص خودش را هم دارد.

شايد يكي ديگر از دلايل تاثيرگذاري طنز سهولت ورودش به فرهنگ شفاهي و گفتگوهاي روزمره مردم است. يعني طنز در مقايسه با ساير قالب‌هاي مطبوعاتي، اين قابليت را دارد كه مردم پس از خواندنش، آن را براي يكديگر تعريف كنند.
صابري: به همين خاطر روي طنز حساسيست وجود دارد. البته يك مطلب طنز بايد چيز فوق العاده‌اي باشد كه دهان به دهان بچرخد. اين بيشتر لطيفه است كه وارد فرهنگ شفاهي مي‌شود و بين مردم مي‌چرخد و در مورد طنز به ندرت اين اتفاق مي‌افتد. مثلا در زمان انتخابات رياست جمهوري سال 76 شايعه‌اي مطرح شد تحت اين عنوان كه گل آقا در يكي از شماره‌ها گفته است «بنويسيم خاتمي؛ بخوانيم ناطق نوري». اين شايعه از مصاديق طنز نوشتاري نبود و بيشتر همان لطيفه محسوب مي‌شد اما همين شايعه دهان به دهان چرخيد و آن‌قدرگسترش پيدا كرد كه تا مدت‌ها مي‌آمدند و از ما اين شماره گل‌‌آقا را مي‌خواستند! هر چقدر ما جواب مي‌داديم كه چنين چيزي منتشر نكرده‌ايم، قبول نمي‌كردند. وقتي تمام آرشيو مجلات را هم جلوي آنها مي‌گذاشتيم و آن چيزي را كه مي‌خواستند پيدا نمي‌كردند، مي‌گفتند كه شما تحت فشار‌هاي بيروني اين شماره را جمع‌آوري كرده‌ايد. حتي بعضي‌ها مي‌گفتند كه خودشان آن شماره ديده‌اند و فلان كاريكاتور هم روي جلد كار شده بود!
صفرزاده: يكي از دلايل تاثيرگذاري طنز اين است كه به سوژه‌‌هاي روز مي‌پردازد و مسائل مبتلابه زندگي مردم را بررسي مي‌كند اما لزوما به اين شكل نيست كه شفاهي و بين مردم فراگير شود.
روانبخش: من هم با اين موضوع مخالفم. مثلا از افرادي كه طنزشان خيلي موثر بود مي‌توان از ابراهيم نبوي نام برد. شما كدام يك از طنز‌هاي ابراهيم نبوي را در ذهن داريد كه تبديل به لطيفه شده باشد؟ طنز شايد نفوذ زيادي داشته باشد اما به اين دليل نيست كه مردم براي يكديگر تعريف كنند. به نظر من تاثيرش به دليل همان شيرين وادبي بودنش است كه اشاره كردم.

اينكه كدام يك از كار‌هاي طنز در ذهن مخاطب مي‌ماند ناظر به بحث ماندگاري مطلب است اما بحث من اين است كه وقتي شما طنزي را بخوانيد و براي دوستتان تعريف كنيد، اين از قابليت شفاهي شدنش حكايت دارد، حالا شايد به مدت طولاني در ذهن شما نماند.
روانبخش: اتفاقا به اين شكل نيست. به طور مشخص در مورد ستون دو كلمه حرف حساب مرحوم صابري در روزنامه اطلاعات، كسي نمي‌آمد چيزي را كه وي نوشته بود براي دوستش تعريف كند. البته شايد كسي به ديگري مي‌گفت كه فلان چيز را خواندي يا برو بخوان! همين برو بخوان يعني اينكه طنز آن‌گونه كه شما مي‌گوييد وارد فرهنگ شفاهي نمي‌شود.

آيا در ژانر طنز مطبوعاتي اصول حرفه‌اي و تحصيلات آكادميكي در كشور وجود دارد كه يك طنزنويس مطبوعاتي مي‌بايست آنها را فرابگيرد و اگر هست، چقدر كار طنزنويسان مطبوعاتي ما مبتني بر اين اصول است؟
صفرزاده: آموزش طنز مطبوعاتي در ايران بيشتر به صورت سينه به سينه و تجربي منتقل شده است. وقتي مجله توفيق تعطيل شد، تقريبا تا سال 62-63 طنز نويس جديدي تربيت نشد. بيشتر كساني كه در گل‌آقا كارشان را آغاز كردند، همان نويسندگان پيشين توفيق بودند. يعني در فاصله تعطيلي توفيق تا آغاز به كار گل‌آقا، جايي وجود نداشت كه يك تعداد طنزنويس جديد تربيت شوند. با تولد گل‌آقا بود كه افراد جديدي در حوزه طنز نويسي تربيت شدند. حدود دو يا سه سال پيش بود كه ما درگل‌‌آقا تلاشي در اين زمينه داشتيم و خواستيم كلاس‌هاي طنز مطبوعاتي داير كنيم. هدف ما در اين كلاس‌ها اين نبود كه فردي را طنز نويس كنيم زيرا اساسا ممكن نيست. در اين كلاس‌‌ها تنها برخي اصول نگارش را مي‌گفتيم كه مثلا وقتي مي‌خواهيد با استناد به يك خبر طنزي بنويسيد، اين خبر بايد صحت داشته باشد و چيزهايي از اين دست. طنز نويسي هم مثل نقاشي يك هنر است و تنها با آموزش آكادميك كسي طنزنويس نمي‌شود.
صابري: متاسفانه تحصيلات آكادميكي در اين زمينه وجود ندارد و اين يك ضعف است. من با آن بخش از صحبت‌هاي خانم صفرزاده هم موافقم كه طنز نويسي علاوه بر يك سري آموزش‌هاي اصولي، قريحه و ذوق فردي هم طلب مي‌كند يعني طنز نويس شدن مثل مهندس شدن نيست كه بگوييم شما اين پيچ را ببند اگر دو بار نتوانستي بالاخره بار سوم ياد مي‌گيري و مهندس مي‌شوي!‌ براي طنز نويسي بايد حداقلي از قريحه در فرد وجود داشته باشد. به نظر من مشكل مهمتر از نبود فضاي آكادميك براي آموزش طنز اين است كه طنز اصلا جدي گرفته نمي‌شود. اين مشكل فقط از بعد حاكميتي نيست، خود ما هم طنز را جدي نمي‌گيريم. آقاي صابري خيلي تلاش كردند كه دو نكته را درباره طنزنويسي جا بياندازند. اول اينكه ايشان هميشه مي‌گفتند طنز جدي‌ترين اتفاق زندگي من است، يعني مي‌خواستند جدي بودن مقوله طنز را جا بياندازند و دوم اينكه معتقد بودند طنز قالبي براي تمسخر و ريشخند افراد نيست. گاهي اوقات متاسف مي‌شوم كه نظري از يك خواننده قديمي گل‌آقا را دريافت مي‌كنم مبني بر اينكه دستتان درد نكند، چقدر خوب فلاني را مسخره كرديد! در مواجهه با چنين جمله‌اي آدم نمي‌داند كه سرش را بايد به كدام ديوار بكوبد!

sutitre87yh85f6y8y5ouirhtut.jpg

به طنز گل آقايي برگرديم. درباره مختصات اين طنز، نقطه شروع، سابقه و ويژگي‌هاي آن بيشتر بگوييد؟
صابري: طنز آقاي صابري ازسال 63 و با ستون دو كلمه حرف حساب در روزنامه اطلاعات شروع شد و تا مدت‌ها مشخص نبود چه كسي اين ستون را مي‌نويسد. اگر آقاي خلخالي در مجلس اسم آقاي صابري را نگفته بود، هيچ كس نمي‌دانست كه اين طنز‌ها كار آقاي صابري است. در آن زمان هر كسي نمي‌توانست طنز بنويسد و فضاي طنز‌نويسي سياسي هم چندان وجود نداشت. آقاي صابري با توجه به اين امتياز كه از داخل نظام برآمده بود، توانست طنز نويسي را شروع كند. ايشان خيلي از مواقع براي افرادي طنز مي‌نوشت كه از نظر سياسي از خودشان پايين‌تر يا با ايشان همرديف بودند. البته اين به آن معنا نيست كه ايشان پس از شروع كار هيچ مشكلي نداشت و هميشه تحمل مي‌شد، نخير. ايشان مشكلات بسياري را در اين مسير تجربه كرد و تغييرات بسياري هم در قلم و بيان ايشان به وجود آمد. مثلا در سال 63 لحن ايشان خيلي سياسي بود، در سال 64 كه فرزندشان را از دست دادند، فضاي كارشان خيلي عرفاني شد و پس از دوم خرداد نيز طنز ايشان تفاوت‌هايي را تجربه كرد.
روانبخش: خانم صابري اين تغييراتي كه در طي ساليان متفاوت در طنز آقاي صابري مشاهده مي‌شود، چقدر مربوط به تجربيات و روند زندگي خود ايشان بود و چقدر مربوط به اتفاقات بيروني از جمله فشار‌هاي وارده؟
صابري: در واقع تركيبي از هر دو بود. البته فضاي بيروني چندان نتوانست بر آقاي صابري تاثير بگذارد چون آقاي صابري براي خودش خطوط قرمزي داشت كه هيچ وقت از آنها عدول نكرد. اين خطوط قرمز بعدها به اصول كار ما تبديل شد. يادداشت‌هايي كه از ايشان در زمينه راهنمايي همكاران تحريريه و گوشزد كردن خطوط قرمز و اصول به جا مانده است، قابليت كتاب شدن را دارند. البته خيلي مواقع هم بود كه برخي خطوط قرمز ايشان را قبول نداشتيم و با هم بحث مي‌كرديم اما اين را پذيرفته بوديم كه طنز گل‌آقايي بايد طبق اين اصول منتشر شود. براي خود آقاي صابري هم خيلي اتفاقات افتاد. طبيعتا در بستر زمان تغييرات زيادي در نگاه آدم‌ها به وجود مي‌آيد. مثلا زماني بخش مذهبي شخصيتشان خيلي پررنگ بود. در همين باره يكي از كارهايي كه انجام خواهيم داد انتشارات خاطرات حج ايشان است. آقاي صابري در سه دوره مختلف به حج تشريف بردند و شما با خواندن خاطرات حج ايشان تغييرات شگرفي را كه درزندگي‌اشان و در دوره‌هاي مختلف داشته‌اند به خوبي حس مي‌كنيد. اين تغييرات به طور طبيعي در كارهاي ايشان هم منعكس شده است.

باز هم  به تعريف روشني از طنز گل‌آقايي نرسيدم.كدام ويژگي‌هاي اين طنز آن را از گونه‌هاي ديگر طنز متمايز مي‌كرد؟
صابري: همين خطوط قرمز‌ كه از ويژگي‌هاي اصلي كار بودند.

اين خطوط قرمز چه چيزهايي بودند؟
صابري:يكي از خط قرمز‌ها اين بود كه هيچ وقت عيبي كسي در طنز مطرح نشود. مثلا اگر كسي معلوليتي يا مشكل خاصي داشت، هيچ وقت آقاي صابري اجازه نمي‌داد در طنز به آن مشكل اشاره شود. ايشان اجازه نمي‌داد با اسم، قوميت و لهجه كسي شوخي شود. كاريكاتور روحانيت كشيده نمي‌شد و البته ايشان كاريكاتور شخصيت‌هاي مذهبي اديان ديگر  نظير كشيش‌ها را هم كار نمي‌كرد.
صفرزاده: علاوه بر اين خطوط قرمز‌ كه طنز آقاي صابري را شكل مي‌دادند، بحث هدف هم مطرح بود. طنز گل‌آقايي قصد براندازي نداشت و فقط قصد اصلاح داشت.
روانبخش:‌ در رابطه با ويژگي‌هاي طنز گل آقايي چون من با مرحوم صابري كار نكردم از منظر يك مخاطب نگاه مي‌كنم. ايشان طنز را در خدمت جامعه و نظام مي‌دانست و مي‌خواست. ايشان هيچ‌گاه در طنز به دنبال درگيري نبود. اگر هر با كسي درگير مي‌شد، يك اصطلاحي داشت و مي‌گفت «گل‌آقا در رفت» و سه-چهار روز نمي‌نوشت. درباره همان نطق معروف آقاي خلخالي كه در مجلس بر عليه آقاي صابري انجام شد هم همين اتفاق افتاد.
صابري: ايشان معتقد بودند كه در فضاي دعوا و درگيري چيزهايي از بين مي‌رود كه به سادگي جايگزيني براي آنها پيدا نخواهد شد. به همين جهت هميشه از ورود به اين فضاها احتراز مي‌كردند.
روانبخش: همانطوري كه خانم صابري هم اشاره كردند براي مرحوم صابري جدي‌ترين چيز طنز بود. ايشان تصور مي‌كرد كه اگر وارد درگيري‌ شود، اين طنز لطمه مي‌بينيد و در واقع طنز به هجو و دعوا تبديل مي‌شود.
صابري: علاوه بر اين در صورت بروز دعوا، كساني كه مدت‌ها منتظر اين دعوا بودند بلندگو دست مي‌گرفتند و مي‌گفتند ببينيد كه فلاني و فلاني درگير شده‌اند. نظام و حكومت براي آقاي صابري مهم بودند و طبعا از اين گونه مسائل استقبال نمي‌كردند. آقاي صابري روز اولي كه  قلم به دست گرفت گفت كه اين قلم را با خدا معامله كرده‌ام و تا آخر هم ضمن عدول نكردن از خطوط قرمزش با كس ديگري هم قلمش را معامله نكرد. به همين جهت  من تصور مي‌كنم اگر با تلاش ايشان فضاي طنز سياسي به وجود نمي‌آمد آن فضاي متكثر دوم خرداد با تمام عيب‌ها و حسن‌هايش هم به وجود نمي‌آمد. آيا فكر مي‌كنيد كه بدون پا گرفتن اين طنز سياسي، امكان بوجود آمدن آن فضا وجود داشت؟
روانبخش: تاثير گذاري طنز سياسي درشكل‌گيري آن فضا كه قطعي است. شايد در كم يا زياد بودن اين تاثير نظرها متفاوت باشد.
صفرزاده: فكر ‌كنم دو يا سه سال بعد از دوم خرداد، آقاي صابري يك مصاحبه با روزنامه‌ ايران انجام دادند. مصاحبه كننده پرسيده بود در شرايطي كه همه به سمت مباحثي همچون جامعه مدني، دموكراسي و ... مي‌روند چرا گل آقا وارد اين‌گونه داستان‌ها و مباحث نمي‌شود. آقاي صابري جواب دادند من اصلا ادعا ندارم كه قهرمان هستم، اتفاقا من اصلا قهرمان نيستم. پس از اين جمله ايشان از مصاحبه كننده پرسيده بودند كه آيا شما فكر مي‌كنيد دوم خرداد از آسمان افتاد پايين؟!

مرحوم صابري در مقطعي به شدت در مقابل طنز نويسي برخي نشريات اصلاح‌طلب نيز موضع‌گيري كردند و نوشتند كه برخي حريم‌ها شكسته شده است و...
صابري: بله. آقاي صابري خطوط قرمزي داشت و بر همان مبنا، تندروي‌ها در فضاي آن روز جامعه را مناسب نمي‌دانستند. در يك زمان همه چيز در حال شكسته شدن بود و در نهايت گذر پله به پله به سوي دموكراسي اتفاق نيفتاد.
روانبخش: خانم صابري اجازه بدهيد من شفاف‌تر بپرسم. دو نگاه كاملا متفاوت دراين زمينه وجود دارد. نگاه اول اين است كه آقاي صابري خود را پدر طنز ايران مي‌دانست و طبعا نمي‌توانست ببيند كه كساني خارج از چتر ايشان در اين زمينه كار كنند. نگاه ديگر اين است كه در واقع ايشان نهالي را كاشته بود و با زحمت به اين مرحله رسانده بود و طبعا دوست نداشت اين نهال كه حاصل عمرش بود آسيب ببينيد. شما كدام يك از اين دو نگاه را به واقعيت نزديك‌تر مي‌دانيد؟
صابري: شما در نظر بگيريد كه داور ( ابراهيم نبوي ) در كجا طنز نويس شد؟ همه مي‌دانند كه ايشان در گل‌آقا طنز‌نويس شد. اگر از خود ايشان هم پرسيده شود كه چگونه طنز نويس شدي خواهد گفت كه مشوقشان آقاي صابري بوده است. اتفاقا اين وصله‌ها(كه ايشان نمي‌توانست ببيند كه كساني خارج از چتر ايشان كاركنند) اصلا به آقاي صابري نمي‌چسبد چون تقريبا طنزنويسي را نمي‌توانيد نام ببريد كه طنزنويسي و كاريكاتور را از گل‌آقا شروع نكرده باشد. حالا شايد در طنزنويس‌هاي جوان‌ امروز، معدود كساني باشند كه از گل‌آقا شروع نكرده باشند اما در آن مقطع به جرات مي‌توان گفت كه تقريبا همه طنزنويسان شاخص از گل آقا شروع كرده بودند. البته شما هم مي‌بينيد كساني كه در آن مقطع تندروي‌ كردند الان معتقدند كه اشتباه كردند. بحث آقاي صابري اين بود كه طنز نويس نبايد ابزار شود. ايشان مي‌گفت طنز نويس يا كاريكاتوريست بايد كاري را كه درست است انجام بدهد نه كاري كه خوشايند فلان جناح و فلان حزب باشد.

به عبارت ديگر در آن دوران مرحوم صابري بنابر انتقادهايي كه از رويكرد منفعت طلبانه سياسي به طنزنويسي داشتند، آن نامه معروف را نوشتند.

صابري: البته در ماجراي آن نامه دو تا اتفاق همزمان افتاد. زماني كه ماجراي آقاي نبوي اتفاق افتاد، آقاي صابري بدون آنكه بداند نبوي به زندان رفته است،‌ اقدام به نگارش آن نامه كرد. حتي بعدها هم كه به نبوي گفته شد كه آقاي صابري چنين چيزي در مورد تو نوشته است گفت كه من آقاي صابري را كاملا مي‌شناسم و ممكن نيست كه ايشان چنين چيزي نوشته باشد. بحث آن نامه هم اين بود كه آقاي صابري عقيده قلبي داشت كه همه بايد در زير سايه رهبري حركت كنند. وي به اين اصل اعتقاد داشت و تا آخرين روز هم آن را كتمان نكرد. ايشان واقعا معتقد بود كه طنزنويس بايد به صورت فراجناحي عمل كند.

مرحوم صابري چگونه به آن اصول رسيده بودند؟ آيا از تجربيات خودشان بود يا فشار‌هاي برون‌سازماني هم موثر بودند؟
صابري: نه، فشارهاي برون سازماني تاثيري نداشت چون ايشان با كسي شوخي نداشت. در واقع زماني كه فشار  كمي از حد گذشت ايشان قلمش را زمين گذاشت و انتشار مجله را متوقف كرد. در مواقع ديگر هم مثلا در شرايطي كه كمي فضا بسته مي‌شد، گل‌آقا مي‌رفت و به جايش شاغلام مي‌نوشت. يعني مرحوم صابري با پرسوناژهايش بازي مي‌كرد. شاغلام جاي گل آقا مي‌آمد، قلم را بر‌مي‌داشت، فضولي مي‌كرد و مي‌نوشت.

sutitrhbvhjcbfliuhjyo8mtliutrhlujg.jpg

آيا خطوط قرمز مرحوم صابري ثابت بودند؟ مي‌دانيم كه خطوط قرمز در فضاي سياسي و زمان‌هاي  مختلف سيال هستند.
صابري: يك چيزهايي اصل تلقي مي‌شدند و هميشگي بودند. به واسطه اينكه ايشان سبك طنز نويسي خاص خودشان را داشتند و به واسطه اينكه بدنه سياسي و بدنه اجتماعي را به خوبي مي‌شناخت، يك سري از اين اصول به طور ثابت چاشني كارش بود. البته اصول ايشان در جاهاي مختلف تفاوت هم داشتند. مثلا نوشته‌هاي ايشان در مجله كمي خفيف‌تر از نوشته‌هايشان در اطلاعات بود. استدلالشان هم اين بود كه اگر بخواهند در مجله تند بنويسند، آن وقت همه مي‌خواهند تند بنويسند و چنين شرايطي براي مجله خوب نخواهد بود. بحث دوام و بقاء كار هم براي آقاي صابري مهم بود و نمي‌خواست كاري كند كه در طنز بسته شود و گرنه در همان دوم خرداد مي‌توانست كارهايي را چاپ كند كه مجله را ببندند. ايشان مي‌گفتند من نمي‌خواهم كاري بكنم كه مجله را ببندند. اين برايش خيلي مهم بود كه بعدها نگويند صابري كاري كرد كه طنز تعطيل شد.

اما آقاي صابري بالاخره گل‌آقا را تعطيل كردند. عده‌اي فكر مي‌كنند كه لابي‌ ايشان در قدرت ضعيف شده بود، چرا كه بالاخره با همين لابي‌ توانسته بودند گل‌آقا را حفظ كنند.

صابري: من وارد اين قضيه نمي‌شوم و هر كسي مي‌تواند نظر خاص خود را در اين زمينه ابراز كند.
صفر زاده: به اين شكل كه شما مي‌گوييد نبود. ايشان يك بار در جايي گفته بودند كه من شاهكارم در‌آوردن مجله گل‌آقا نبود، بستن آن بود. يعني با نگاه و هدف اين كار را انجام داد نه اينكه فكر كنند حالا كه دستم كوتاه شده ديگر مجله را تعطيل‌كنم.
روانبخش: ببينيد شما بايد تاثيرگذاري مجله را در زمان انتشار ببينيد. اينكه شما بگوييد قطع انتشار گل‌آقا به دليل ضعيف شدن لابي‌ آقاي صابري بود نتيجه مي‌دهد زماني هم كه مجله منتشر مي‌شد به دليل قوي‌ بودن اين لابي‌ بوده است.

البته منظور اين نيست كه انتشار گل‌آقا تنها  متكي به لابي‌ آقاي صابري بود اما همانطور كه خود خانم صابري هم اشاره كردند، پست‌هاي سابق و نفوذ سياسي آقاي صابري در شكل‌گيري و دوام مجله‌ گل‌آقا تاثير بسزايي داشت.

صابري: البته شما بايد بندبازي‌هاي آقاي صابري را هم ببينيد. اين درست است كه كس ديگري به جز آقاي صابري به دليل سوابق سياسيش قادر نبود چنين نشريه‌اي را منتشر كند اما عاملي كه باعث تداوم كار مجله شد لابي نبود. ايشان براي بقاي مجله خون دل خورد. درشماره آخر گل‌آقا به اندازه تمام شماره‌هاي قبلي حرف وجود دارد. تعطيلي گل‌آقا واقعا حرف داشت. من نمي‌گويم چه حرفي چون اگر قرار بود گفته شود خود‌‌ آقاي صابري مي‌گفت.

يعني موقع آن نرسيده كه اين حرف گفته شود؟! در رابطه با تعطيلي گل‌آقا اين نكته مطرح مي‌شود كه در ايام منتهي به تعطيلي نسبت به فضاي جامعه به روز نبود. در واقع ديگر دغدغه‌هاي مخاطبان گل‌آقا گراني و مشكلات اقتصادي و ... نبود. شايد اين يكي از دلايلي بود كه آقاي صابري انتشار مجله را متوقف كرد
صابري: اين حرف متعلق به كساني است كه گل‌آقاي سال‌هاي 79 و 80 را نخوانده‌اند. شما اگر بخواهيد ادعاي كساني را بررسي كنيد كه معتقدند گل‌آقا فقط به گراني و اقتصاد مي‌پرداخت و اينها‌ ديگر دغدغه جامعه نبود، مي‌توانيد به آرشيو ما در سال‌هاي آخر مراجعه كنيد. يكي از ايراداتي كه در آن موعد خواننده عام از ما مي‌گرفت اين بود كه يكي از مهمترين مشكلات ما اقتصاد و نان و گراني‌ است، چرا اين‌قدر به مسائل سياسي مي‌پردازيد. البته آقاي صابري در گل‌آقا به هيچ وجه بر باد حوادث نرفت. حتي در همان دوم خرداد ما شماره‌اي چاپ كرديم كه صبح درآمد و ظهر گفتند ناياب شده است و آقاي صابري هم گفتند كه تجديد چاپ نمي‌كنند. خواننده‌هاي هميشگي گل‌آقا همان صبح سه شنبه همه شماره‌هاي مجله را گرفته بودند. هر چقدر هم به آقاي صابري گفتند كه اين ديگر بحث اقتصاد و پول است، اگر اين شماره را تجديد چاپ كنيد تا چاپ سوم هم مي‌رسد، ايشان زير بار نرفت و گفت كه من براي خواننده عبوري نشريه چاپ نمي‌كنم. اين هم كه گفته مي‌شود دليل تعطيلي هفته نامه مشكل مالي بود، درست نيست. اگر مرحوم صابري مشكل مالي داشت كه ديگر ماهنامه و گل‌آقاي بچه‌ها را منتشر نمي‌كرد. آنها  سوبسيد بگير بودند و تنها جايي كه منبع مالي بود، همان هفته نامه بود كه ايشان آن را تعطيل كرد. درست است كه تيراژ مجله نسبت به زماني كه هيچ نشريه‌اي به جز گل آقا نبود، پايين آمده بود و البته طبيعي هم بود اما گل‌آقا در همان زمان تعطيلي هم جزء پرتيراژترين نشريات كشور بود.
صفرزاده: تيراژ هفته نامه در زمان تعطيلي 43هزار نسخه بود.
روانبخش: كساني كه مسائل اقتصادي يا محتواي مجله را دليل تعطيلي آن مي‌دانند، طبعا خواننده حرفه‌اي گل‌آقا نبوده‌اند اما انتقادي مطرح مي‌شود مبني بر اينكه لحن و سبك طنز سياسي گل‌آقا ديگر جوابگوي فضاي سياسي دهه هفتاد نبود.
صابري: آقاي‌ روانبخش من از شماي شاعر يك سوال دارم. اگر از شما بخواهند طور ديگري شعر بگوييد مي‌توانيد بگوييد؟
روانبخش: دوتا بحث است. يكي اينكه ايرادي كه اشاره كردم وارد است و مرحوم صابري نمي‌توانسته به شكلي كه مناسب زمان باشد بنويسد و ديگر اينكه اصلا اين ايراد وارد نيست، شما قائل به كدام نگاه هستيد؟
صابري:‌ من معتقدم اصلا وارد نيست. چون من در آن فضا بودم و همه چيز را مي‌ديدم. آنها(نشريات ديگر) تند‌تر مي‌نوشتند كه آقاي صابري اصلا به آن عقيده نداشت و از طرف ديگر هم ايشان نمي‌توانست از نظر فرم و محتوا به شكل ديگري كار كند چون طنز ايشان به خاطر اين شاخص طنز سياسي شد كه آن شكل خاص را داشت.
صفرزاده: يكي از شعار‌هاي آقاي صابري اين بود كه هيچ كس من را به خاطر شجاعتم در انتشار مجله ستايش نكرده است، همه من را به خاطر رندي‌ام ستايش مي‌كنند. آقاي صابري رند بود و نمي‌خواست اين رندي‌ را از دست بدهد.

sutitrkunyfdgc8oryot8urhtg.jpg

گفته مي‌شود كه گل آقا در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد از لحاظ محتوا نشريه پيشرويي بود اما بعد از دوم خرداد و در فضاي جديد، انتقادي را كه گل‌آقا در يك متن چند لايه  و به صورت پوشيده مطرح مي‌كرد، ديگران خيلي صريح فرياد مي‌زدند. در اين شرايط انگار گل‌آقا كمي عقب‌تر از ديگران به نظر مي‌رسيد.
روانبخش: البته عقب نماند بلكه سطح توقعات مردم و مخاطبان تا حدودي دستخوش تغيير شد.
صفرزاده: مرحوم منوچهر احترامي  هميشه به اين نكته تاكيد داشتند كه طنز در جهان سوم يك دوره‌اي دارد و پس از آن دورانش تمام مي‌شود و پس از اتمام اين دوران كاري هم از دست كسي بر نمي‌آيد يعني در يك دوره دو ساله يا سه ساله يك قالب طنز نويسي خاص شكل مي‌گيرد و خيلي هم گل مي‌كند، بعد مجبور است كه متوقف شود و همينطور اين سيكل تا آمدن قالب جديد بعدي ادامه پيدا مي‌كند. از طرفي آقاي صابري مي‌خواست كه گل‌آقا را به عنوان يك نهاد نگه دارد. مسئله‌ ايشان اين نبود كه هفته نامه گل آقا حتما بايد تا آخر منتشر شود. ايشان مي‌خواست يك بنيادي به نام گل‌آقا وجود داشته باشد كه كار طنز انجام دهد. حالا اين بنياد يك روز ممكن است هفته نامه در بياورد و موفق باشد، روز ديگر ماهنامه در بياورد و يك روز هم شايد فقط دوره آموزشي برگزار كند.

آقاي روانبخش نظر شما در رابطه با به روز نبودن گل‌آقا در آن موعد چيست؟
روانبخش: من معقدم كه مجموعه گل‌آقا از نظر زباني و ادبي نسبت به تغييراتي كه در جامعه شكل گرفته بود و نشريات جديدي كه آمده بودند، به روز نبود اما از نظر مرامي كه داشت، آن مرام به نظرم درست بود. اين دو را نبايد باهم خلط كنيم. به نظر من در آن شرايط مجله گل‌آقا از نظر ادبي به روز نبود اما اعتقاد ندارم كه گل‌آقا در آن زمان كندروي كرده است.
صفرزاده: مضافا اينكه اين اتفاقات در سير حركت و زايش مي‌افتد. مثلا شما نشريه‌اي داريد كه صد سال چاپ مي‌شود، در اين صد سال آدم‌هاي جديد مي‌آيند، هيات تحريريه جديد بر سر كار مي‌آيد، همه اينها تغييرات بسياري را در نشريه به وجود مي‌آورد. در مورد گل‌آقا اما فقط دوازده سال و توسط يك نفر در مي‌آمد و نمي‌شد انتظار وقوع  تغييرات بنيادين را در آن داشت.

اين روزها طنز نويسي در حال تحليل رفتن است. كمتر روزنامه‌‌اي ستون طنز دارد. برخي طنزنويسان  رفته‌اند و آنها هم كه مانده‌اند قلم را در جاقلمي غلاف كرده‌اند. چه اتفاقي افتاده است؟
روانبخش: به نظرم مشكل اول در داخل خودمان است يعني در واقع هم طنز نويسان ما حدود و ثغور طنز را رعايت نمي‌كنند و هم اينكه با مشكل نداشتن رسانه قوي روبرو هستيم.‌ خود من در يك زمان به صورت روزانه طنز مي‌نوشتم اما الان از هفت-هشت ماه پيش كه مطلبي را براي سايت گل‌آقا نوشتم، چيز جديدي ننوشته‌ام. اگر رسانه‌هاي قوي وجود داشته باشند حتما طنز قوي هم توليد مي‌شود. ضمن اينكه در رسانه‌هاي موجود اين مشكل هست كه اگر طنزنويس‌ بخواهد بنويسد بايد به ابزار تبديل مي‌شود. اگر روزنامه وابسته به فلان‌جاست مديران روزنامه مي‌خواهند كه مثلا فلان مخالفشان را با طنز بكوبند يا به طنز نويس گفته مي‌‌شود فقط در يك محدوده خاص بنويسد. من طنز نويس هم دو راه بيشتر ندارم يا بايد در اين محدوده كار كنم يا اينكه اصلا كار نكنم. ضمن اينكه طنز نويسي هم بايد تحمل شود. متاسفانه در زمانه فعلي نه شرايط رسانه‌اي مناسبي براي طنزنويسي وجود دارد و نه شرايط مناسب بيروني كه طنز تحمل شود.

به نظر مي‌رسد سياست‌زدگي كه گريبان اكثر حوزه‌ها را گرفته، به دامن طنز نويسي هم افتاده است.
روانبخش: بله اما به نظر من در حوزه طنز وضعيت بدتر هم هست؛ نه در داخل رسانه‌ها طنز به درستي فهميده مي‌شود و نه در طرف مقابل. واقعا فضاي خوبي نيست. خود من اين تجربه را دارم كه در جايي  طنز مي‌نوشتم. مدير مسئول ‌آمد و ‌گفت كه مثلا به استاندار فلان‌جا هم گير بده يا او را هم مسخره كن. اين خيلي دردناك است كه نگاه مديرمسئول به من طنزنويس دقيقا اين بود كه انگار من يك دلقكم و كارم اين است كه به هر قيمتي اين و آن را مسخره كنم.
صابري: من هم با آقاي روانبخش موافقم. واقعا در شرايط فعلي نمي‌شود طنز نوشت. همانطوري‌كه گفتند طنز به سرعت تبديل به ابزار و گرفتار بازي‌هاي جناحي مي‌شود. اين هم ديگر اسمش طنز نيست، دعواست. در فضاي جنگ و دعوا هم نمي‌شود طنز نوشت. به نظرم بايد جايي باشد كه بتواند دوباره طنز با نگاه فراجناحي را احياء كند. من اميدوارم كه چنين جايي به وجود بيايد اما اين را هم مي‌دانم كه در واقع اين اتفاق نخواهد افتاد، چون اگر ممكن بود خود ما كارمان را ادامه مي‌داديم.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پي‌نوشت‌ها:
1- گل‌آقا در دوكلمه حرف حساب روزنامه اطلاعات و مجله گل‌آقا شخصيتي بود دانا به امور، يك‌دنده، مستبد، جدي و مدير. عينك، عصا و قلم از ملزومات شخص گل آقا بود.
2- شاغلام آبدارچي گل‌آقا بود و نماينده قشر عامي و آسيب‌پذير كه با بياني عوامانه به تحليل مسائل سياسي مي‌شرداخت و به همين علت مدام مورد تنبيه شخص گل آقا قرار مي‌گرفت. دود دادن سبيل، كشيدن و پيچاندن گوش، يك لنگه پا كنار در ايستادن و...از بلاهايي بود كه گل‌آقا در هنگام ناراحتي،‌بر سر شاغلام مي‌آورد.
3- ممصادق نماينده مردم كوچه و بازار بود. او هر از گاهي به گل‌آقا نامه مي‌نوشت و با بيان مشكلات و انتقاداتش از گل‌آقا رهنمود مي‌خواست. كمينه عيال ممصادق هم سخنگوي زنان در دوكلمه حرف حساب بود كه درباره مسائل زنان به گل آقا نامه مي‌نوشت.
4- غضنفر بي‌سواد مسوول روابط عمومي و مسوول زدن مشت محكم به دهان استكبار جهاني بود. او بي ذوق‌ترين عضو آبدارخانه شاغلام بود و به همين جهت كارهاي اجرايي را به او سپرده بودند.
5- منوچهر احترامي طنزنويس برجسته كودكان متولد سال1320 و متوفا در سال 1387. وي سابقه همكاري با نشريات توفيق و گل‌آقا را در كارنامه خود داشت و با امضاي مستعار پورنگ، خالق شخصيت محبوب حسني و سراينده كتابهاي حسني بود: حسني نگو يه دسته گل، تر و تميز و تپل مپل. كتاب معروف بچه‌ها من هم بازي يكي ديگر از آثار مرحوم احترامي است.

از نشريه مديريت ارتباطات، شماره 5 مهر1389

مرتبط:
پاتوق ایرانی و گلنسا

تاريخ : پنجشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۹

Keywords:
Interview With Poopak Saberi Foomani ( Golnesa ) , Giti Safarzadeh , Mohamadhosein Ravanbakhsh By Communications Management Magazine

دسته بندی

نشريات خودمان

نظرات

سلام. درباره اين ميزگرد بيشتر توضيح بديد. كجا برگزار شد آيا تو خود مجلات گل اقا هم چاپ شده ؟ كدوم مجله ؟

دبیر سایت: در موسسه گل‌آقا برگزار شد، خیر.

ارسال توسط :  حسين | جمعه ۱۶ مهر ۱۳۸۹

ارسال نظر

لطفاً نظرتان را به فارسي بنويسيد. نظر شما پس از تاييد نمايش داده خواهد شد.
لطفا" کد زیر را در قسمت پائین آن وارد نمائید.
نام:
 
پست الكترونيك:
 
وب سايت (لطفاً آدرس به صورت کامل وارد شود. بعنوان مثال: http://www.golagha.ir):
 
نظر:  

 


©با معرفت‌ها ذکر مأخذ می‌کنند!
powered by: