facebook instagram telegram telegram
شیرینکار تلخکام
ejtehadi98576.jpg

مرتضی فرجیان در سالنامه 1372گل آقا مقاله اي درباره سه طنز پردازمعاصر نوشته است که سالها مردم را خنداندند ولی زندگی خودشان پر از سختی، دشواری و غم بود.عنوان این مقاله: شیرینکاران تلخکام است. این سه طناز عبارتند از: سیداشرف‌الدین حسینی (نسیم‌شمال)، محمدصادق تفکری (پرچانه) و سیدمحمد اجتهادی (ناصر).در ادامه می‌توانید بخش‌هایی از مقاله مربوط به محمد اجتهادی را بخوانید:
نامش«سيّد محمد اجتهادي» بود، ولي همه دوستان و آشنايان او را «ناصر» خطاب مي كردند. او در سال 1309 شمسي در شهر تاريخي «كازرون» فارس پا به عرصة گيتي نهاد و يكي از نامهاي مستعار او «شبيه الشعراء كازروني» بود. «ناصر» بسيار لاغر اندام و بلند قامت بود. چشمش حالتي خاص داشت. پلكهايش افتاده بود و به چشمانش حالتي خمارگونه مي‌داد. تكيه كلامش «عمو» بود كه او با لهجه شيرين شيرازي اين كلمه را «عامو» تلفّظ مي‌كرد. ناصر در عمر نسبتاً كوتاه خود دائماً با ديو فقر و تنگدستي دست به گريبان بود. ولي عليرغم وضع نامساعد مالي هيچ گاه خنده از لبش دور نمي‌شد. در شادترين اشعار او جابه‌جا به ابياتي بر مي‌خوريم كه اندوه او را از وضع بد مالي نشان مي‌دهد. تنهايي و تجرّد نيز يكي از تلخكاميهاي دائمي «ناصر» بود. عدم امكانات مالي جهت تشكيل خانواده، باعث مجرد ماندن او تا آخر عمر شد. ناصر هم مانند دو شاعر طنزپرداز پيشكسوت (سيداشرف‌الدين حسيني و محمدصادق تفكّري) تا آخر عمر مجرد و تنها باقي ماند. اما طبعي زيبا پسند و حسّاس داشت. زن در شعر ناصر جاي والايي دارد. او به هر مناسبتي از زيبايي و جاذبه زن سخن مي‌گويد و گاه آن قدر پيش مي‌رود كه خود را زن مي‌بيند و از زبان «خودِ زن شده!» شعر مي‌گويد و شوهر لاابالي و بي قيد را به باد انتقاد و تمسخر مي‌گيرد. اشعاري كه با امضاء مستعار «پريچهر دلاور» سروده همه مؤيد اين مطلب است. اتاق اجاره‌‌اي محقّر او محفل انس با دوستان و همكاران طنزپردازش بود. من و چندتن ديگر  از دوستانش هر وقت دلمان از بيداد و جفاي زمانه مي‌گرفت به عزلتگاه كوچك ولي پر از مهر و صفاي او پناه مي‌برديم و الحق كه او با امكانات ناچيز و محدود خود براي رضايت ميهمانان سنگ تمام مي‌گذاشت و لحظه‌اي از خدمت به آنان غفلت نمي ورزيد. ناصر قسمت اعظم عمر 53 ساله اش را صرف نويسندگي در مطبوعات و راديو و تلويزيون كرد. به كار خويش كه تهيه اشعار و مطالب گوناگون براي مطبوعات بود عشق مي‌ورزيد و به مال و جاه دنيا بي‌علاقه بود. متأسفانه مديران مطبوعاتي كه ناصر براي آنان كار مي‌كرد، هيچگاه قدرش را آن چنانكه بايد و شايد نشناختند و به اصلاح وضع بد مالي‌اش نپرداختند. ناصر تمام عمر را با رياضت توأم با مناعت سپري كرد و سرانجام در روز بيست‌و ششم آبان ماه سال 1362 بر اثر سكتة قلبي در مشهد درگذشت. از شگفتي‌هاي روزگار اين كه مدتي قبل از حركت از شيراز به مشهد شبي در محفلي به يكي از دوستان صميمي‌اش به نام «مع‌الحق» اظهار مي‌دارد كه نوار قرآني بياورد و گفته‌هاي او را در انتهاي نوار قرآن ضبط كند. سپس دقايقي دربارة بي‌ثباتي دنيا و مسأله مرگ صحبت مي‌كند و قطعه شعري تحت عنوان «من نمي‌خواهم بميرم» مي‌خواند كه كاملاً گوياي زندگي سراسر رنج و محنت اوست.
{در پایان یکی از اشعار اجتهادی را می خوانید}

امّا به حرف...!
بخت خواب‌آلود ما بيدار شد، اما به حرف
دشت بي‌آب و علف گلزار شد، اما به حرف

آن سگ تازي كه اسمش هست كسر بودجه
خوب چاق و چلّه شد، پروار شد، اما به حرف

شد معلّق كارمند فاسد و عضو كثيف
رشوه گير و دزد، كارش زار شد، اما به حرف

نرخها ارزان شد و تثبيت شد، اما به نطق
جنسها وافر شد و بسيار شد، اما به حرف

كوچه‌ها آسفالت شد، تعمير شد، آباد شد
مفلس بيكار، گرم كار شد، اما به حرف

آن كه هي دزديد و هي چاپيد و ناگه زد به چاك
عاقبت محكوم شد، احضار شد،اما به حرف

واردات اجنبي تحريم شد، با ادعا
صادراتِ بي نهايت بار شد، اما به حرف

تخته شد دكان قاچاق هِر و ترياك و بنگ
اين مراتب بر همه اخطار شد، اما به حرف

مرد سائل رفته رفته لُرد شد، اما به خواب
آب حوضي خوش خوشك پولدار شد، اما به حرف

الغرض تنبان فاطي از كرامات حقير
ناگهان تبديل بر شلوار شد، اما به حرف

«ناصر جهانگرد – 1340/8/2»

سالنامه گل آقا

تاريخ : دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۸

Keywords:
About Naser Ejtehadi By Morteza Farajian


ارسال نظر

لطفاً نظرتان را به فارسي بنويسيد. نظر شما پس از تاييد نمايش داده خواهد شد.
لطفا" کد زیر را در قسمت پائین آن وارد نمائید.
نام:
 
پست الكترونيك:
 
وب سايت (لطفاً آدرس به صورت کامل وارد شود. بعنوان مثال: http://www.golagha.ir):
 
نظر:  

 


©با معرفت‌ها ذکر مأخذ می‌کنند!
powered by: