facebook instagram telegram telegram
در پست پيشتاز
به بهانه روز پست

sar044.jpg
احمد، مردي بود نيكوكار و نيك‌رفتار كه شرح حسنات اعمال وي به صد دفتر [۴۰ برگ](۱) نگنجيدي و هفتاد اداره كل روابط‌ عمومي (۲)، ذكر محاسن وي را از عده برنتوانستندي آمد.
و اين احمد، روزي در نيمه راه عمر مي‌رفت. با خود انديشيد كه: باري در اين جهان، احمد بسيار است و نيكوكار بي‌شمار. مبادا كه سهوي رود و نامه اعمال(۳) در حساب ديگران نوشته آيد و مرا نصيبي ندهند و مهمل گذارند. پس نيكوتر آن است كه نامه خويش به خويش(۴) بر ابر و باد(۵) نويسم و با پست پيشتاز به آن جهان فرستم(۶) تا چون عزم رحيل كنم و رخت به سراي باقي كشم، اول كسي باشم كه حساب من رسيده آيد و در باغ جنان روم.
باري، چنين كرد و چنان شد كه چون به سراي باقي رفت، لختي خفته بود. پس برخاست و آن روز، روز پنجاه هزار سال بود و آن صحرا، صحراي محشر.
گفت: كيستي؟ گفت: احمد نيكوكار. گفت: تو را بايد در ته صف ايستادن كه باري نامه به نوبت مي‌خوانند.
و آن بيچاره احمد ۷ بار، و هر بار، ۷ هزار سال (۴۹۰۰۰ = ۷۰۰۰×۷) در نوبت بايستاد و نيز هرا سال ديگر (۵۰۰۰۰ = ۱۰۰۰ + ۴۹۰۰۰) در نوبت بود و هر احمد كه در آن صحرا بيامد، كار وي به طريقي بگذشت.(۷) الا او و جز او، هيچ جنبنده در آن محشرگاه باقي نماند. ناگاه بانگي برخاست: كيست احمد كه نامه خويش با پست پيشتاز فرستاده است؟
احمد، شادمان از جاي جست كه: هان! اينك نوبت من است. گفت: منم احمد، و جز من هيچ تنابنده در اين صحرا، مهمل نمانده است.
گفت: برخيز كه روز حساب به پايان رسيده است و تو را بايد كه قرني در برزخ بماني تا تكليف معلوم گردد. گفت: چرا؟ گفت: محض «اِرا»، كه نامه تو هنوز در آن پستخانه سرگردان است و قرني بخواهد گذشتن تا آن عزيزان تصميم بگيرند كه آن نامه به مقصد بفرستند يا نه!

پاورقي:
۱- ۴۰ دفتر [صدبرگ] نيز نوشته‌اند.
۲- هر روابط عمومي داراي يك دو جين كارشناس + طراح + گرافيست + مشاور + نظريه‌پرداز + استوديوي مجهز فيلم‌برداري + كليه تجهيزات ديداري و شنيداري + بودجه فوق كافي - بازده.
۳- منظور، نامه اعمال دنيوي شامل پرداخت قبض آب و برق و تلفن و گاز شهري و عوارض نوسازي و ماليات بر درآمد و مفاصاحساب كفن و دفن و صد البته ماليات بر ارث توسط وراث محترم است.
۴- نسخه انجمن خوشنويسان: خط خوش.
۵- كذا في‌الاصل. شايد منظور، كاغذ ابر و باد باشد. شايد هم منظور، بر باد نوشتن باشد كه كنايه از كار بيهوده كردن است.
۶- كسي نيارد ز پس، تو پيش فرست. «عليه‌الرحمه».
۷- حتي احمد بقال كه شير در سفيد را به آشنايان مي‌فروشد و شير در قرمز را به غريبه‌ها.

منوچهر احترامي (م.پسرخاله)، هفته‌نامه‌گل‌آقا پياپي ۳۲۳ سال ۱۳۷۶

تاريخ : يكشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۰

Keywords:
About Post By Manoochehr Ehterami

نظرات

خدایش بیامرزاد که نیک مردی بود؛ احترامی. و اکنون که این نوشته به خوانندگان حال می دهد وی در اول صف جناتیان است و مباهات می کند؛ مباهات کردنی!
ارسال توسط :  الهام | جمعه ۲۲ مهر ۱۳۹۰

ارسال نظر

لطفاً نظرتان را به فارسي بنويسيد. نظر شما پس از تاييد نمايش داده خواهد شد.
لطفا" کد زیر را در قسمت پائین آن وارد نمائید.
نام:
 
پست الكترونيك:
 
وب سايت (لطفاً آدرس به صورت کامل وارد شود. بعنوان مثال: http://www.golagha.ir):
 
نظر:  

 


©با معرفت‌ها ذکر مأخذ می‌کنند!
powered by: