facebook instagram telegram
استعفا
1297621199330727.jpg

بدينوسيله من رسماً از بزرگسالی استعفا می‌دهم و مسئوليتهای يک کودک هشت ساله را قبول می‌کنم.
می‌خواهم به يک ساندويچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا يک رستوران پنج ستاره است.
می‌خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می‌توانم آن را بخورم!
می‌خواهم زير يک درخت بلوط بزرگ بنشينم و با دوستانم بستنی بخورم‌.
می‌خواهم درون يک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.
می‌خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چيز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را ياد می‌گرفتم، وقتی نمی‌دانستم که چه چيزهايي نمی‌دانم و هيچ اهميتی هم نمی‌دادم‌.
می‌خواهم فکر کنم که دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند.
می‌خواهم ايمان داشته باشم که هر چيزی ممکن است و می‌خواهم که از پيچيدگيهای دنيا بی‌خبر باشم‌.
می‌خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم، نمی‌خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جريمه و ...
می‌خواهم به نيروی لبخند ايمان داشته باشم، به يک کلمه محبت آميز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و به . . .
اين دسته چک من، کليد ماشين، کارت اعتباری و بقيه مدارک، مال شما.
من رسماً از بزرگسالی استعفا می‌دهم.

از میلهای رسیده
تصویر از اینجا

تاريخ : دوشنبه ۷ آذر ۱۳۹۰

Keywords:
About Childhood

دسته بندی

از ميلهاي رسيده نخودي بخنديم

نظرات

جانا سخن از زبان ما میگویی
واقعا که!

ارسال توسط :  اکبر | جمعه ۲ دي ۱۳۹۰

 
بی خیال کلید ماشینو به کی میدید؟:)
ارسال توسط :  nasrin | شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲

ارسال نظر

لطفاً نظرتان را به فارسي بنويسيد. نظر شما پس از تاييد نمايش داده خواهد شد.
لطفا" کد زیر را در قسمت پائین آن وارد نمائید.
نام:
 
پست الكترونيك:
 
وب سايت (لطفاً آدرس به صورت کامل وارد شود. بعنوان مثال: http://www.golagha.ir):
 
نظر:  

 


©با معرفت‌ها ذکر مأخذ می‌کنند!
powered by: