|
|
|
|
تكيه بر چي؟!
فاضل تركمن(سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷)
نشسته توي برجش ، ماهي به نيش مي كشه تصوير گرگو تويِ لباس ميش مي كشه!...
|
|
|
آرزوي ماشيني!
فاضل ترکمن(شنبه ۳۱ فروردين ۱۳۸۷)
اي كاش كه توي سفرهها نان باشد در كالبد و تن همه جان باشد اي كاش كه توي جادههاي دنيا تنها پيكان مدل جوانان باشد
|
|
|
|
دو رباعی عیدانه!
فاضل ترکمن(جمعه ۲ فروردين ۱۳۸۷)
عید آمده ، دل در تب و تاب است هنوز عید آمده ، دل سخت کباب است هنوز عید آمده ، می رسد صدایی از جیب : اوضاع ریالی ات خراب است هنوز!
|
|
|
|
تفاهم دردي!
فاضل تركمن(چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۶)
چندي است كه بسيار ولنگار شديم بر پير و جوان بسي بدهكار شديم گر قرض بخواهم از شما، ميگوييد: ما نيز به درد تو، گرفتار شديم
|
|
|
|
نصيحت پسرانه!
فاضل تركمن(سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶)
ميگفت پدر: بزرگ بايد باشي! ماننده خودم، سترگ بايد باشي! گفتم پدر عزيز! در دوره ما چون شير و پلنگ و گرگ بايد باشي!
|
|
|
|
بابا آب نداد!
فاضل تركمن(پنجشنبه ۲۷ دي ۱۳۸۶)
روز عاشورا درس بابا آب داد از كتابهاي فارسي حذف ميشود!
فاضل تركمن
|
|
|
|
الكي خوش
فاضل تركمن(دوشنبه ۲۴ دي ۱۳۸۶)
هر طور و با هر كلكي مي خندم حتي به خودم هم الكي مي خندم اي مرگ كه قصد جان من را كردي چون دور و برم مي پلكي مي خندم
|
|
|
|
ليدا نيكچهر: منشي، روانشناس يا سرآشپز، مسئله اين است!
فاضل تركمن(پنجشنبه ۶ دي ۱۳۸۶)
ليدا نيك چهر _ منشي و يكي از همكاران روابط عمومي موسسه گلآقا_ قطعا" از آن منشي هاست كه با وجود اينكه حتي وقت سرخاراندن هم ندارد به اخطار «به گل آقائيان گلآقا گفت / نكتهاي طنز گونه و پر سود / هركه وارد شود به محفل ما / خنده اش بايد و سلام و درود / و آن كه با اخم و تلخ و دلخوري است / نهد آن را برون به وقت ورود / ورنه گر در نشد به رويش باز / بنده مسئول آن نخواهم بود!» صد در صد عمل ميكند!...
|
|
|
|
واسوخت!
فاضل تركمن(پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۸۶)
يك روز تو آمدي ، چه كردي اي عشق! گفتم چه بسا دواي دردي اي عشق ! اما بعد از دو هفته گفتي: رفتم صد سال سياه برنگردي اي عشق!
|
|
|