« آنقدر طوفاني ام كه...»
سروده رحيم رسولي
ناشر: نداي اهورا
قيمت : 1000 تومان
چاپ 86
معرفي: فاضل تركمن
«چه كنيم، چه نكنيم، تصميم آن شد كه خود گويههاي خود را براي گويه، واگويه كنيم. گفتيم اين گوي و اين ميدان. نگو كه گويه هم گوي بي معرفتي را از همپالانگيهاي ويز و وكيلش كش رفته بود و بعد از يك سال و نيم كش و قوس سر بر افراختند و ابرو بالا انداختند يعني نچ! الخلاصهالمخصوص مدتي هم اينگونه گذشت تا دوست فرهيختهاي كه خدا مرادش را بدهد، - نداي اهورا- را پيشنهاد داد. در اولين ديدار با ديدن خوديها -البته از آن نظر !- واقعا" از خود بيخود شديم. ندا آمد كه : نگفتمت مرو آنجا كه آشنات منم... فهميديم كه: يار در خانه و من گرد جهان گمراهم/ بود البته اگر دست خودم او را هم!»
* جملات بالا بخشي از مقدمه مجموعه شعر طنز «آنقدر طوفاني ام كه...» سروده رحيم رسولي يا به قول خودش، وينجه گيلاني است.
رسولي كه انگار ميخواسته از همان اول لبخند را بر لبان مخاطبان كتابش بنشاند، در صفحه اول كتابش به جاي همه به نام خدا هاي معمول، با اين رباعي دفتر شعر را آغاز كرده: اول كلمه بود و تو و دوم حرف / يعني ابليس و آدم و گندم حرف/ پس اين همه يا رب ابليس ابليس مكن/ نگذار الكي در دهن مردم حرف!
اشعار مجموعه كه را ميتوان به طور كلي در سه بخش دستهبندي كرد:
الف ) نقيضهسازيها: نقيضه (parodi) قالبي است كه طنز پرداز در آن با استفاده از تغيير دادن نسخه اصلي يك شعر يا يك داستان جدي، باعث خنده مخاطب ميشود. در ادامه يك نمونه از نقيضههاي رحيم رسولي را كه بر شعر« مست و هوشيار» سروده پروين اعتصامي ميخوانيد: داش تقي زيدي به ره ديد و گريبانش گرفت/ زيد گفت آرام مردك! جاده ناهموار نيست/ گفت ميخواهي بفرمايي مرا نشناختي؟/ گفت هرگز ! چونكه با تو هيچ ما را كار نيست/ گفت تازه گيرت آوردم، كجا بي معرفت؟!/ گفت ساكت باش، شان شخص ما ليچار نيست/ گفت به به مثل اينكه ما بدهكاريم، نه...؟/ گفت راه خلق بستن در خور سركار نيست/ گفت ديگر سالم از دستم نخواهي شد خلاص/ گفت خر زوري به كنج خلوت ديوار نيست...
شعر تا دينار آخر، ص 15 و 16
ب ) اشعار طنز سياسي و اجتماعي: بيش تر اين اشعار با توجه به مسائل و مشكلات روز سياسي و اجتماعي، سروده شدهاند. بخشهايي از شعر انرژي درماني را بخوانيد :
كارشناس زنان گفت پس از زايمان
براي بچه باباش، اندكي ناآشناست
انرژي هسته اي، حق مسلم ماست !
فاميلي و قوم و خويش، چه ربط دارد به ريش
(سلسله موي دوست، حلقه دام بلاست )
انرژي هسته اي، حق مسلم ماست!
بحث مكن بي خودي، خودي و غيرخودي
( هركه در اين حلقه نيست، فارغ از اين ماجراست )
انرژي هستهاي، حق مسلم ماست !
ص65 و 66
ج ) اشعار طنز عاميانه: رسولي در اين اشعار گاه از نظر موضوعي به فكاهه نزديك شده است. به قسمتهايي از شعر «زرشك پلو با مرغ» توجه كنيد:
دوست دارم مرغ باشم، تا كه بريانم كنند/ مغزو گردو گر شود پيدا، فسنجانم كنند/ «سينه مالامال درد است، اي دريغا مرحمي» / پخته و ناپخته اول، دست در رانم كنند !/ دوست دارم امشب از برنامه تلويزيون/ مفت و مجاني براي مردم اعلانم كنند/ صبح فردا بر در دكان حاجي مرغيان/ صف ببندد آنقدر آدم كه حيرانم كنند!/ سالها من جان خود قربان مردم كردهام/ گاه آن آمد كه مردم جان به قربانم كنند...
ص8
اين مجموعه شعر در 80 صفحه و در قالبهاي متنوع كلاسيك و نو سروده شده است. يادتان باشد اگر كتاب را تهيه كرديد، اول از همه برويد سراغ نوشته بانمك پشت جلد، كه شرح حال شاعراز زبان خود اوست.
مرتبط:
وبلاگ رحيم رسولي
فاضل تركمن
تاريخ : دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۷
Keywords:
A humorous poem book/ By Rahim Rasooli