facebook instagram telegram telegram
ز غم راه گذر نیست مرا!

4سال گذشت!
این یادداشتی است که سال قبل همین روزها نوشتم.
تلخ ترم امروز؟
خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
گذری کن که ز غم راه گذر نیست مرا!
گر سرم در سر سودات رود نیست عجب
سر سودای تو دارم غم سر نیست مرا
بی رخت اشک همی بارم وگل می کارم
غیر از این کار کنون کار دگر نیست مرا!


Saberi_2.jpg

در چهارمين سالروز درگذشتكيومرث صابري فومني (گل‌آقا)به همراه ياران و دوستدارانش، بار ديگر بر مزار او جمع مي‌شويم و يادش را گرامي مي‌داريم.

زمان: پنج شنبه دوازدهم ارديبهشت، ساعت 15
مكان: قطعه هنرمندان بهشت زهرا

گلنسا

تاريخ : دوشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۷

دسته بندی

دلتنگي گلنسا

نظرات

سلام
روحش شاد / ما که دوریم از آنجا / داغم تازه شد / سلام مرا هم برسانید

گلنسا:ممنون. دوری ونزدیکی که به مسافت نیست، به دل است و محبت. پس شما هم در کنار ما هستید، اهری عزیز.

ارسال توسط : اهری | چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
پوپک جان
ما را هم در غم خودت شریک بدان.
فرصت نکردم، خیلی دلم می خواست، من هم از دیداری که با پدر بزرگوارت داشتم می نوشتم.
مرد بزرگی بود.
خوشحالم که شیر دختری مثل تو دارد و شاگردانی به این باوفایی و همکارانی به این خوبی.
فردا عصر حتما باید در سمیناری شرکت کنم. تمام سعیم را می کنم که بیایم که هم تو را ببینم هم به پدرت ادای احترام کنم.


ارسال توسط : میترا | پنجشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
ضمنا این کدتان خفه مان کرد تا نظرمان را پذیرفت!!!

گلنسا::)

ارسال توسط : میترا | پنجشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
اول بگویم که تلخ نیستی،در نمکدان شوری معنی ندارد.چه خوب است رگ تلخی با هوای امید پر کنیم.و دیگر هیچ...
به مانند همیشه روز معلم فرا می رسد و معلم ما نیست تا ازش تشکر کنیم.ولی خوبیش به این است که همیشه در دسترس است و می شود با دل به او نزدیک شد.امروز قلب من هم همرام شما خواهد بود اگر لایق باشم.و امروز روح گل آقا قهقه خواهد زد چون که می بیند فرزند شایسته اش چگونه روح طنز را حفظ می کند و نو می کند و راهش را چه زیبا ادامه می دهد.من به عنوان کوچکترین بچه ی گل آقا از طرف همه ی بچه های گل آقا از شما تشکر می کنم و همینجا دستتان را به نشانه ی یاری می فشارم.(البته اصطلاحا عرض کردم!)
به قول شاعر:
انتشار هفته نامه ی گل آقا خیلی خوب است
با شد که تسلی ای شود بر داغ ما
*در ضمن امیدوارم ایمیل مرا دریافت کرده باشید که جنبه ی رسمی تری دارد.

گلنسا: ممنون بله رسید.

ارسال توسط : رضا مرادی نژاد | پنجشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
سلام و درود و دو صد بدرود
هوز غم از دست دادن گل اقای ایران برای دوست و آشنا و هرکسی که او را می شناخت تازگی دارد و هنوز همه و همه حسرت نبودش را می خورند،اما چه زود گذشت مثل یک چشم به هم زدن ، انگار همین دیروز بود که تمامی ایران داغدار عروج گل اقا بودند.
چهارمین سالگرد هجرت گل اقا از دیار فانی به دیار باقی را تسلیت می گویم.

ارسال توسط : مجید یوسفی | پنجشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
سلام. امسال هم نشد پنج شنبه بیایم... :(
از خبر انتشار دو هفته نامه خیلی خوشحال شدم. منتظر 26 اردیبهشتیم...بی صبرانه :)

ارسال توسط : ثمین | جمعه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
من ایمیل زدم
رسید؟

گلنسا: بله صبا جان، ممنون از محبتت

ارسال توسط : صبا | جمعه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
سلام خانم فومنی
عزیز
ابتدا سالگرد وفات مرحوم پدر را به شما تسلیت عرض میکنم
و نیز ارادت خود به راه و سیاق آن مرحوم را به حضرت عالی که
یادگار ایشان در جمع اهالی گل آقا و دوستداران آن هستید ابلاغ
راستش خانم فومنی عزیز احساس میکنم کمی دیر به جمع طنزی ها آمدم ولی حال که آمده ام این نیاز را میبینم که برای یاد گرفتن و اصلاً مطرح شدن (چون اگر مطرح نشوی خیلی گوشها نمیشنوندت) باید تلاش بیشتری بنمایم
خوب مسافت و مشغله ی روزمره ی زندگی هم اجازه حضور در جمع صمیمی شما دوستان را نمی دهد لکن با خود گفتم که از فن آوری امروز (نه اشتباه نکنید منظورم انرژی هسته ای نیست، بلکه اینترنت را میگویم) استفاده بنمایم و با شما دوستان در ارتباط باشم
سعی من هم از این پس این خواهد بود که بیشتر با افرادی چون شما در تماس باشم و این نیز افتخاریست برای من
در پایان عرایضم (اوه اوه اوه چه ... ) این را هم از شما خواستارم که به هر وسیله که برایتان ممکن است از آدرس اینترنتی کلاسهای آموزشی ، نام کتاب ، انتقاد و یا هرچیز دیگری که بنده را متوجه اشتباهاتم بنماید و کمک نماید که به سمت بهتر شدن در سخن البته به شیوه طنز بروم مضایقه نفرمایید
منتظر حضور شما در وبلاگ برادرانه هستم و همچنین نظرات راه گشایتان
موفق و پایدار باشید
یاعلی

گلنسا: موفق باشی، اما انگار نشانی وبلاگت را اشتباه گذاشته ای! نتوانستم ببینم. ضمنا برای منابع یک تماس با موسسه بگیر و با خانم افتخاری و آقای زراندوز صحبت کن.

ارسال توسط : احسان آهنی (ساکت) | شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
تا آبي آسمـــــــــان و دريا باقي ست
تا عشق به تار و پود ليلا باقي ست
در محفل ما نام گــــــل آقا زنده ست
در خاطــــــر ما ياد گل آقا باقي ست

ارسال توسط : نگين شيــــــراز | يكشنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
سلام خانم صابری فومنی ، من خیلی دلم میخواست می توانستم بیام و در یادبود مرحوم پدرتان شرکت کنم اما افسوس که زندگی اینروزها امان نفس کشیدن نمی دهد . من روزهایی را به یاد دارم که شاگرد مدرسه راهنمایی بودم و هر هفته از روستا به شهر نزدیکیمان می رفتم و مجله هفته نام گل آقا را می گرفتم و الان تمام آن ها را دارم و تنها با گل آقا بود که هم می خندیدم و هم فکر می کردم و فکر می کنم که در شرایط آن سالها او بود که واقعیات جامعه را به آن صورت بیان می کرد . خدارحمتش کند .
من یک وبلاگ شعر دارم و دستی نیز در طنز دارم ولی در وبلاگم فقط شعرهایم هستند . اگر شما دقیقه ای هم به وبلاگم بیایید و برایم نظر بدهید خوشحال میشوم .
راستی می شود شما را لینک کنم ؟ هر چند اینکه بویم که مرا لینک کنید توقع بزرگی ست و انتظار ندارم زیرا فراتر از اندازه و ارزش کارهای من است .
امیدوارم همچنان بتوانید راه گل آقا را ادامه دهید .

گلنسا: چشم، حتما سر می زنم. لطف می کنید. دوست داشتید مطالب طنزتان را بفرستید.

ارسال توسط : عبدالحسین ستوده | جمعه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام
من روزهاست که در انتظارم تا با شما حرف بزنم و همیشه خدا هم که شما سرتان شلوغ است حداقل چند دقیقه ای را بنا به قولی که مهرماه راجع به سنگ پا در خصوص .... دادید که عملی نشد حداقل چند دقیقه ای را به من فرصت دهید تا هم انتقاد کنم و هم پیشنهاد بگیرم
موفق و پیروز باشید//

ارسال توسط : مجید یوسفی | شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
دوباره سلام
15 شماره گذشت و شما هنوز هم که هنوز است نظرتان را راجع به سنگ پا نگفتید؟؟؟

گلنسا: نگفتم؟ عجب! پس هربار با هم صحبت میکنیم چی میگیم؟!! در مورد صحبت های بعدی هم چشم فعلا درگیر شماره اول دوهفته نامه هستم. رفت برای چاپ، چشم.


ارسال توسط : مجید یوسفی | شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
سلام! یاد و خاطره گل آقا(قب) گرامی باد.
گلنسای عزیز از دیدار اینترنتی شما کلی خوشحال شدم فاضل به من پیامک زد که پنجشنبه بیاییم بهشت زهرا اما متاسفانه نتوانستم بیایم چون فقط آدمهای مجرد می توانند قول قطعی بدهند!!!! راستی منظورتان را از مارکز نفهمیدم چی بود!!؟

گلنسا: مزدوج شدی؟ با کی؟ شیرینی ما چی شد؟ گابریل دیگه؟ نمیشناسیش؟

ارسال توسط : روح الله | يكشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
آره حدودا 4 ماهي ميشه كه با يكي از همين وادقاني هاي مقيم تهران ازدواج كردم! مي خواستم شيريني بيارم اما ديدم بدون قرار قبلي كه نميشه اومد موسسه!در مورد گابريل هم واقعا عقلم به جايي قد نميده!!!!

گلنسا: عقل؟! عجب!

ارسال توسط : روح الله | دوشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
سلام
ياد مرحوم صابري بخير... خدا رحمتشون كنه
مطمئنم كه ايشونم از وضعيت چند وقت اخير نشريه ي گل آقا راضي نيستن! پس كي قراره انتشار دو هفته نامه رو شروع كنيد خانم صابري؟
به هر حال ما مثل اين چند سال از زندگي نه چندان زيادمون كه هميشه در انتظار رسيدن گل آقا و خوندنش بوديم الانم هم به انتظار نشستيم. ولي جدا گل آقاي زمان خود مرحوم صابري كجا و گل آقاي امروز كجا؟؟ اميدوارم نشريه به جايگاه واقعي و تاثير گذاري كه از اون در عرصه ي طنز ايران انتظار ميره برگرده.
ضمنا به روزم با يك شعر طنز و يك طنز اجتماعي-انتقادي... خوشحال ميشم اگه بخونيد.
خوش و شاد باشيد پوپك خانم...

گلنسا: انشاءالله همین 5شنبه 26 اردیبهشت. ممنون

ارسال توسط : شيخ ابو امير | سه شنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
سلام خانوم صابری عزیز.
با دیدن این مطلب دلم گرفت...اره چهار سال گذشت و وقتی یاد اون موقع می افتم خیلی دلم می گیره...ولی با یاداوری اینکه گروهی هستند که راهشون رو ادامه می دن دلم اروم می گیره.
راستی سر فرصت به وبلاگ ترلان سر بزنید....اینم ادرسش...
http://tarlanparvaneh.blogfa.com/
عکس نون خامه ای تون انوشه خانوم هم توش هست!تو نمایشگاه دیدیمشون!!!ماشالله چقدر بزرگ شده!!!

گلنسا: ممنون فاطمه جان. راستی چه بلایی سر وبلاگت آمده؟

ارسال توسط : فاطمه جویکار | شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷

 
امروز سحر از لب مژگان تو پا شد

خورشید برای نظر روی تو پا شد

عطر خوش صد بهار تقدیم تو بادا

باد خنک صبح ز گیسوی تو پا شد
تولدتان مبارک.(به ایمیلتان هم یک سر بزنید.....)

گلنسا: ممنون رضای عزیزم. میلت را هم خواندم. برایت آرزوی موفقیت میکنم و مطمئن هستم در تمام مراحلی که گفته ای با بهترین درجه موفق میشوی. راستش را بخواهی نظر و میلت و اینکه این روز را به یاد داشتی، بهترین هدیه امسالم بود:)

ارسال توسط : رضا مرادی نژاد | جمعه ۳ خرداد ۱۳۸۷

 
نگاه آزادی به قلم های بیداراست.

فکرهایم دیگر از مغزم تبعیت نمی کنند.

وقتی دلم «شور» میزند ، تارهای قلبم شروع به نواختن میکند.

بعضی ها مردم را سیاه میکنند و خودشان را روسیاه!

بزرگترین سکوت آفرینش را در کویر پیدا کردم.

زنبور تنها تزریقاتی است که بدون تست آمپول میزند.

برای تاب دادن سبیلش به شهر بازی رفت!

بعضی ها تو ترافیک انقلابند و بعضی ها در مسیر آزادی.

به ستاره ها که نگاه میکنی ، آسمان را فراموش نکن.

آدم بی طرف نداریم چون هرکسی برای خودش طرفی دارد.

ارسال توسط : سهراب گل هاشم | يكشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷

 
سلام به گلنسای مهربان
یاد گل آقای عزیز بخیر
همین سال 83 بود...یادش بخیر...خیلی غم ناک بود...هیچوقت فراموشم نمیشه....
به ما هم سر بزنید خوشحال میشیم
حق یارتون

گلنسا: ممنون مجید جان. مرتب سر می زنم به هر دو وبلاگت:)

ارسال توسط : مجید مهجور | يكشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام
اول از همه این که شماره بعدی سنگ پا هم منتشر شد و مورد بعدی هنوز هم که هنوز است من در انتظار صحبت کردن با شما هستم اما موقع اش کی است معلوم نیست 1 سال دیگر یا هم موقعی که من برای همیشه به تهران ........

گلنسا: بیای تهران که عالیه، آن وقت هر روز میای موسسه:) چشم، واقعا گرفتار بودم. ضمنا منتظر بودم نظرت را در مورد شماره اول بدانم. البته مقاله ات را خواندم، اما مطمئنم باز هم حرف داری در مورد مجله. این هفته درگیر شماره دوم هستم. آخر هفته ان شاءالله. ضمنا می خواهی از سنگ پا بروی؟

ارسال توسط : مجید یوسفی | يكشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷

 
سلام سی پل و یخچال به روز شدند
ارسال توسط : محمد حسین صفاریان | جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام من شماره دومتون را خواندم و دونه به دونه اشکالات را با دلیل علامت زدم اگر انتقاد پذیر هستید بسم الله!!!من میخواستم باهاتون صحبت کنم؟؟؟؟؟
ارسال توسط : مجید یوسفی | جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۷

 
سلام خانوم صابری عزیز و یک کمی هم مهربون!!!!!
امیدوارم حالتون خوب باشه!
من هم خوبم..اما نه مگه این امتحانات عرفان و خودم می ذارند که حال ادم خوب باشه؟؟؟
وبلاگم درست شد...فقط ادرسشو تغییر دادم.خوشحال می شم سر بزنید....http://fateme-jooykar.com/

ارسال توسط : فاطمه جویکار | جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام
این کامنت من بی جواب بود؟؟؟؟حداقل بدانم که کی و چگونه باهاتون صحبت کنم؟؟؟

گلنسا: خودم تماس می گیرم. چون این هفته نصفه اش تعطیله! خیلی برنامه ام شلوغه، اولین فرصت با شما تماس می گیرم.

ارسال توسط : مجید یوسفی | جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام
هنوز باید انتظار بکشم؟؟؟

گلنسا: شرمنده مجید جان. برای این است که اصرار دارم بنویسی تا اگر وقفه افتاد شرمنده نشوم. کار 5روز تعطیلی را در 3 روز باید انجام داد و... انشاءالله بعد از تعطیلات

ارسال توسط : مجید یوسفی | دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام یک میل به ایمیلتون زدم لطفا بخوانید!!!خداحافظ

'گلنسا: بله خواندم. این چند روز تهران نبودم.

ارسال توسط : مجید یوسفی | سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۷

 
بیا و نظرم را بخوان و نظرت را بده............!
ارسال توسط : کاسنی! | سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام
از به روز شدن این وبلاگ که ناامید شدم و تنها امیدم این بود که کامنت ها را زود به زود جواب می دید که خدا را شکر کامل شد
من کلی وقت کامنت گذاشت بعدش پشیمون شدم همه چی شده و هنوز هم که هنوزه شما کامنت اولی هارو هم نخواندید شاید بعدا هم که سرتون شلوغ شد مثلا من میمیرم شما برای سال من با خبر می شوید!!!
آن ایمیل هایی که زدم بهتون رسید؟؟؟؟
به امید دیدار و موفقیت همیشگی گل اقا

گلنسا: بله مجید جان. مسافرت بودم و آنجا تا کیلومترها از تمام تکنولوژی بدوی و ثانوی بدور بود، از جمله اینترنت! میل ها را هم خواندم.
این جوری خودت را اذیت میکنی.اگر صبر وتحمل بیشتری نداشته باشی. من میفهمم تمام این پیگیری های تو از علاقه و محبت است. اما تو حداقل جند روز در نمایشگاه بودی و فشار کار را دیده ای. این تازه کار نمایشگاه بود که یک دهم حساسیت ها و ظرافت های مجله را ندارد. به نظرم فرصت بیشتری بگذاری و بیشتر تهران بیایی. در مجله حضور داشته باشی. مواردی را که می خواهی بگویی بنویسی و بیایی بخشی از ایده هایت را عملی کنی مثل زمان نمایشگاه، شاید بخشی از دلخوری هایت را حل کند. درهرصورت تو هرجا که باشی، مجید یوسفی خودمانی. این قدر نگران نباش! ضمنا من موارد کلی را خواندم اما نظرات شماره اولت را ندیدم. قرار ما این بود که نظرات را بنویسی بفرستی. تا یکشنبه منتظرم.

ارسال توسط : مجید یوسفی | جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۸۷

 
خانم صابری دوباره سلام
ممنونم و خیلی ممنون.شما هر وقت که من خیلی ناراحتم بهم امید میدید و کمکم می کنید آخه از فردا جشنواره فراخوانش منتر میشه این چند روزه خیلی استرس کاریم زیاد بود و خیلی سرم برای کارهای مجله هم شلوغ بوده چون یک مجله جدید هم برای بچه ها به جز ماهنامه قراره منتشر کنیم تازه یک رادیو اینترنتی طنز هم قراره راه بیاندازیم حسابی سرم شلوغه بعدش هم هنوز درگیر صحبت با داور ها هستم و تالار تهران و ستاد اجرایی و همه و همه که خودتون می دانید چطوری است
اگر بزارید راجع به مجله صحبت کنیم بهتر است چون من در صحبت حرف هایی هم از نوع انتقاد می زنم که شاید اصلا راجع بهش فکری نکردم یعنی اینطوری میتونم ایده های بهتری بدهم
در هرصورت ممنونم

ارسال توسط : مجید یوسفی | شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۷

 
خانم صابری عزیز ، سلام.
اول اینکه تولدتون مبارک باشه! ببخشید از اینکه دیر شد چون درگیر امتحان ها بودم. برایتان بهترین آرزوها را می کنم و امیدوارم که تولد 100 سالگی تان را جشن بگیرید.
دوم هم دلم برای شما خیلی تنگ شده. هیچ وقت خاطرات خوبی که از شما در کلاس داشتم، فراموش نمی کنم. انشا الله به زودی برای دیدن شما به موسسه می آیم.
باز هم تولدتان مبارک!

گلنسا: ممنون.

ارسال توسط : شهریار امینی راد | شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۷

 
از دیدارتون در جشن پرشین بلاگی ها خوشبخت شدم/.

گلنسا: داستانک؟ وب نوشته ها؟! چطوریاس بعد؟ سرکاریه؟! درهرصورت ممنون.

ارسال توسط : داستانک | شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام من یک ایمیل زدم خواندید؟؟؟؟
انتقاداتم را که حضوری خدمتتان دادم خواندید؟؟؟چطور بود؟؟؟
راستی بخاطر ایمیل بازم شرمنده

گلنسا: ممنون. نظره دیگه، نظر هرکسی هم محترمه. اما دلم میخواست دلایلش را هم می پرسیدی. دشمنت شرمنده.

ارسال توسط : مجید یوسفی | يكشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۷

 
با سلام و احترام ... روحش شاد و قرين رحمت الهي و راهش هميشه پايدار ... ضمنا ممنون از اشتراك مجله كه در جشن پرشين وبلاگ به اينجانب هديه شد .

گلنسا: ممنون. در جشن بودید؟ چقدر دلم می خواست از نزدیک شما راببینم. لابد قسمت نبوده!

ارسال توسط : عادل | سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷

 
ما نیز عاشق پدرتان بودیم شدید. عرض ارادت.

گلنسا: ممنون

ارسال توسط : زن سان | شنبه ۱ تير ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام
ایمیلم را خواندید؟؟؟
انتقاداتی که حضوری خدمتتان دادم را دیدید چطور بود؟؟؟؟

گلنسا: بله مجید جان، ممنون.خیلی خوب مثل همیشه:) ادامه بده هر شماره لطفا.

ارسال توسط : مجید یوسفی | شنبه ۱ تير ۱۳۸۷

 
سلام
خوبین؟
من ایشونو زیادنمی شناسم ولی درکل خدابیامرزتشون.
می گم قبلا"ها اومده بودم براتون نظر گذاشته بودم که بیایدوبلاگموببینید ولی مث اینکه نیومدید.
این دفعه هم می خوام بیای و کم وکاستی های نوشتنمو بهم بگید.
منم مث شماها طنزمی نویسم ولی هنوز آماتورم.
به امید دیدار

گلنسا: ممنون و چشم.

ارسال توسط : صادق افشاری | شنبه ۱ تير ۱۳۸۷

 
سلام
من نمیدونم که چه گناهی کرده ام که نظرهای منو تایید نمی کنید و نمیدونم که چی از مجید یوسفی دیدید که راه به راه هی نظرهاشو تایید می کنید
باشه دیگه کامنت بی کامنت { ایش }

گلنسا: کدام نظر؟ از شما همین نظر بیشتر ثبت نشده اینجا. ضمنا وزوز عزیز! اگر به هر دلیلی نظری را تایید نکنم میل میزنم که الحمدلله شما به جز همین یک کلمه وزوز مشخصات دیگری نگذاشته اید!

ارسال توسط : وز وز | يكشنبه ۲ تير ۱۳۸۷

 
سلام خانوم صابری!!با عرض تسلیت دیر وقت به مناسبت سالگرد عروج ملکوتی گل آقا!!این جانب شنبه اومدم و برای نمایشگاه گل آقا در شهرکمان در حال تدارک دیدن هستم!!امید است که در شان شما و موسسه گل آقا باشد!!!یا علی مدد

گلنسا: ممنون. این بار آمدی بیا من هم ببینمت.

ارسال توسط : آلان غلام ویسی | دوشنبه ۳ تير ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام
من سه روز پیش یک پیام براتون راجع به دیدن .بلاگم و بعضی موفقیت هام نوشتم هرروز میرم وبلاگ ببینم جواب دادید یا نه؟؟؟
پس کی میائید قبلا خیلی زود به زود جواب میدادید
من مردم
زودتر جوابمو بدید
ممنونم و همیشه موفق و پیروز باشید
خداحافظ

گلنسا: شرمنده. میام، فعلا دارم از خبرهای خوبی که دادی ذوق میکنم:)

ارسال توسط : مجید یوسفی | سه شنبه ۴ تير ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام روز زن را بهتون تبریک میگم.

گلنسا: ممنون از همه دوستان که تبریک گفتند.

ارسال توسط : مجید یوسفی | سه شنبه ۴ تير ۱۳۸۷

 
ممنون از لطفتون. ممنون که سر می‌زنید. و ممنون که مؤسسه هنوز هست و خواهد بود.
ارسال توسط : مانی | چهارشنبه ۵ تير ۱۳۸۷

 
سلام!!
وای وای وای
باز هم واسه تبریک تولد دیر رسیدم :(
از پارسال تصمیم گرفته بودم اولین نفر باشم که بهنتون تبریک می گه
تو تقویمم نوشته بودما ولی تا بیاد اینترنتم درست شه روزا همه پرید!!
ولی اشکال نداره چون باز هم متفاوت از بقیه خواهم بود.
چون الان دیگه کسی تولدتون رو تبریک نمی گه!!!
وای همیشه همین قدر حرف می زنم!!
چی می خواستم بگم؟؟؟
اهان
تولدتون مبارک!!!
انشالله که تولد 100 سالگیتون رو تو مو سسه گل اقا که همچنان پایدار مونده جشن بگیرید.
راستی قسمت نظرات وبلاگم هم درست شد.
بیاید حتما....مرسی....
موفق باشید....

گلنسا: ممنون




ارسال توسط : فاطمه جویکار | شنبه ۸ تير ۱۳۸۷

 
سلام
از لطفتون درباره ی پاسختون ممنون
ضمناً فکر کنم آدرس رو درست زده بودم چون خودم دوباره از همون آدرس به وبلاگم راه پیدا کردم
به هر حال این دفعه دقت کردم تا آدرس دقیق باشه
اسم وبلاگ هم برادرانه است
استاد عزیز منتظریم تا نظر شما رو کلاً درباره مطالبمون بدونیم
یا علی

ارسال توسط : احسان آهنی(ساکت) | يكشنبه ۳۰ تير ۱۳۸۷

 
سلام.خسته نباشید.خوب هستید؟!امیدوارم همیشه سلامت و سرزنده باشید.غرض از مزاحمت اینکه همانطوری که خبر دارید شماره جدید سنگ پا با برخی تغییرات منتشر شده و شما می توانید از آدرس www.sangepamag.wordpress.comنتیجه زحمات دوماهه بچه ها را ببینید..در اول تقاضا داشتم اگر زحمتی نمی شود یه سری به ما بزنید نظرتون را در مورد این اولین شماره از سال دوم به همین ایمیل من بفرستید.و دوم هم اینکه ما همچنان به دنبال جذب نیروی متخصص هستیم تا به خودمون و اگر خدا بخواهد به طنز این مملکت کمک کنیم.می خواستم درخواست کنم اگر می شود ما و بعضی از هنرجویان کلاس های گل آقایی را با هم آشنا کنید تا به امید خدا بتوانیم برای تمام بخش های مجله نیروی های کاربلد داشته باشیم.با تشکر.-در وبلاگتون نظر دادم چون تجربه ثابت کرده ایمیلی که برای شما فرستاده شد معلوم نیست برگرده یا نه ولی همون تجربه دوباره ثابت کرده که توی وبلاگتون خوش قولید و زود جواب میدید-

گلنسا: بله دیدم آقا رضا. خیلی حرفه ای تر داره میشه. خسته نباشید همه دوستان. واقعا از دیدنش لذت میبرم که کار طنز را جدی گرفتید. در مورد افراد حرفه ای و بچه های کلاس قبلا توضیحات را به آقای یوسفی دادم. اگر سوالی داری با خانم افتخاری تماس بگیر . قول نمی دهم چون اصلا فرصت ندارم این ماهها بد قول میشوم.

ارسال توسط : رضا مرادی نژاد | پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام
میگم که آیا سیستمی جهت فیلترینگ کامنت های من فعال کردید؟؟؟
نمی دانم واقعا چون هرچی کامنت می دهم که انگار یه جور هایی نیست و نابود میشه در هر صورت ....

گلنسا:؟!! نظری نیومده. قبول نکنه نظر رو پیغام میده که! اوضاع جشنواره خوبه؟

ارسال توسط : مجید یوسفی | پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۷

 
سلام خانم صابری عیدتان مبارک.امیدوارم هرچی از خدا می خواهید در این روز خجسته به شما بدهد. به امید دیدار

گلنسا: ممنون. برای شما هم.

ارسال توسط : جیوا آبی | چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷

 
سلام
شما؟
ما هم رو می شناسیم؟
من که یادم نمی یاد؟
اسمتون؟

گلنسا: عجب!

ارسال توسط : صبا | چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام
همینطوری گفتم یه سلامی گفته باشم و عیدو تبریک گفته باشم ببینم این دفعه کامنتم تائید میشه یا نه؟؟؟
ممنون و خداحافط
راستی میدونید تم نامه های من به شما چیه؟؟؟

گلنسا: ممنون عید شما هم مبارک!

ارسال توسط : مجید یوسفی | چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷

 
گل آقا،ایرنا،ایسنا،اطلاعات،کیهان،اعتمادملی،همبستگی،شهروند امروز،اعتماد،قلم،دوربین،گزارش،مصاحبه،مقاله
.
.
.
.
خانم صابری 17 مرداد روز خبرنگار برشما پیروز باد

گلنسا: ممنون. بر شما هم.

ارسال توسط : جیوا آبی | پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۷

 
سلام


با گزارشی مفصل از نشست موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگ ها و تمدن ها به روزم...

ارسال توسط : محمد | دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام
شماره 17 ماهنامه طنز سنگ پا منتشر شد !!!!
فقط ممنون میشوم نطرتونو راجع به این شماره بدانم!!!

ارسال توسط : مجید یوسفی | شنبه ۲ شهريور ۱۳۸۷

 
خانم صابری سلام
پس قرار بود نظرتونو بگید؟؟؟

گلنسا: فعلا فقط می تونم درمورد ظاهرش نظر بدم که خیلی حرفه ای تر شده. هنوز نخوندم. تا آخر هفته ان شاءالله. جشنواره تون چی شد؟

ارسال توسط : مجید یوسفی | شنبه ۲ شهريور ۱۳۸۷

 
سلام بر خانم صابری
جشنواره هم راه افتاد!!!!!

گلنسا: به سلامتی، موفق باشید.

ارسال توسط : مجید یوسفی | پنجشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۷

 
سلام
به شدت غمگینم
طوطی رفت
پرواز کرد و رفت سراغ زندگی جدید
دعا کنین برگرده

ارسال توسط : صبا | چهارشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۸۷

 
ممنون که اومدین
همون یک جمله برای من خیلی قوت قلب بود
آپ هم که نمی کنید یک کم بهرهمند شویم
این روزها چرا همه به صورت خصوصی نظر ارسال می کنند؟


ارسال توسط : صبا | پنجشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۸۷

 
خانم صابري!
سلام بعد از مدت‌ها (اگر اين‌جور ديدن‌ها هم ديدن محسوب شود!)! نمي‌دانم دفعۀ‌ بعد كه بتوانم بيام اينجا، كي باشد؟ چون مثل اين كه با اين سرعتهاي خانگي و اداري، سايت گل‌آقا بالا نمي‌آيد. مشكلش چيه راستي؟
و خبر اين كه يك تكه از زمين مجازي خدا را غصب كرديم براي عمل (خير و شرش را نمي‌دانم!). خوشحال مي‌شوم ببينمتان! (اگر اين ديدن‌ها هم ديدن محسوب شود ايضاً!!!)
با احترام: (:

گلنسا: تبریک

ارسال توسط : تربن | شنبه ۲۳ شهريور ۱۳۸۷

 
سلام خانم صابری
راستش بعد از فوت پدر محترم شما فکر میکردم دیگر گل آقا تعطیل شده است . دلم میخواست روزی من هم در این مجله مطلب طنز بنویسم اگر چه کار ما نیست خرمن کوفتن . اما از زمانی که متوجه شدم باز هم گل آقا چاپ می شود با یکی از دوستان در این مورد صحبت کردم و گقت که شما مسوول آنجا هستید و یک روز شعر هایت را ببر و نشانش بده . میخواستم بپرسم آیا برای شما مقدور هست که کمی از وقتتان را به من قرض بدهید قول می دهم آن را در راه صحیح مصرف کنم . البته من اهل طنز نیستم و استعدادش را هم شاید نداشته باشم و لی شعرگفتنم خیلی بد نیست . با تشکر ( در هر صورت . نترسید ما اهل نفرین کردن نیستیم )

گلنسا: خواهش میکنم. آثارتان را میتوانید میل کنید یا تماس بگیرید، هماهنگ کنید و یک روز تشریف بیاورید آبدارخانه.

ارسال توسط : ali | دوشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۸۷

 
سلام
دو روزه کتابهای درخواستی از انتشارات گل آقا برای اولین بار در تاریخ صحیح و سالم به دست مبارکم رسید، آخه هر چی که به دستم میرسید گوشه پاکت نامه یا بسته نامه اندازه چشم یک انسان کنجکاو پاره بود [خنده]
خیلی ممنونم... [گل] [بوس] [بغل] [...]

ارسال توسط : زینب | پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۷

 
گلنسا! بي سبب دلم سلامي به تو خواست و بي سبب دلتنگت شدم . همين. مي بيني بي سبب ها چه خواستي تر از سبب‌هاي ساختگي ما هستند . امشب خواستم با تو حرف بزنم وقتي يك كامنت خيلي قديمي را از تو دوباره مرور كردم...بدرود.

گلنسا: دل به دل میگویند راه داره.

ارسال توسط : مسيح علي نژاد | يكشنبه ۷ مهر ۱۳۸۷

 
سلام بر خانم صابری
خدا قوت
دلمون حسابی براتون تنگ شده بود خواستیم عرض ارادتی کرده باشیم
در هر صورت خسته نباشید و خدا حافظ

ارسال توسط : مجید یوسفی | جمعه ۱۹ مهر ۱۳۸۷

 
واقعاً بهتون تبریک می‌گم و خوشحالم.
هم اینکه مجله حالا می‌شه هفته‌نامه و هم اینکه جشنواره امسال هم به سلامتی برگزار می‌شه.
اما از طرفی خیلی خیلی هم ناراحتم؛ از اینکه خیلی وقته ندیدمتون، از اینکه خیلی وقته طنز ننوشتم، از اینکه امروز نمی‌تونم بیام...

موفق باشین و به امید دیدار :)

گلنسا: دل ما هم تنگ شده.

ارسال توسط : مانی | سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۷

 
سلام.نمی دونم چرا هروقت میام گله کنم یه اتفاقی پیش میاد و میام تبریک میگم.پس اول هفته نامه شدن گل آقا را به خودم و شما و همه تبریک می گم.باور کنین الان وجدانم راحت نیست چون می دونم بعد از خستگی های جشنواره میاین نظر هارو چک می کنین . گلایه بنده حقیر را میبینید.اول می خواستم از لطف و توجه همه بچه های گل آقایی مخصوصا شما نسبت به خودم تشکر کنم.البته واضح و مبرهن است که اصخاب هر نشریه نسبت به ویرایش مطالب رسیده مختارند ولی یک مطلبی هست که بنده و بسیاری از کسانی که دستی به قلم دارند به آن اعتقاد دارند و آن این است که لپ مطلب و کلا مقتل هر نوشته عنوان آن است.من هم متاسفانه به این موضوع حساس هستم و الان سه بار است که این قضیه برایم اتفاق می افتد.یک بار سر بچه ها گل آقا(که مورد جزیی و قابل هضمی بود)،یکبار در سنگ پا و یک بار هم در همین دوهفته نامه اسبق و هفته نامه فعلی گل آقا.به هر حال جسارت بنده را ببخشید ولی حس کردم موردی ندارد که این گلایه کوجک را به محضرتان برسانم.باز هم شرمنده.
ارسال توسط : رضا مرادی نژاد | سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۷

 
هنوز که هنوزه نمیتونم واقعی بودن اون شب رو درک کنم، همش خیال میکنم که خواب دیده ام. آه! یعنی من اون شب پلاستیکی یا روح نبودم؟ لابد شما هم واقعی بودی!... چقدر از بابت هفته نامه شدنتان خوشحالم، خیلی خوشحالم.

گلنسا: ممنون

ارسال توسط : قانبالو | شنبه ۴ آبان ۱۳۸۷

 
سلام
آیا شما قصد تعطیل کردن این جا را دارید؟
منظورم فقط قسمت بلاگ خودتونه.
چون از اردیبهشت شایدم اونور تر دیگه آپ نکردین

ارسال توسط : صبا | شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۷

 
سلام پوپک عزیز:کیه که یاد گل آقا واسش شیرین نباشه!عمری رو در مناسب دولتی گذروندیم آخرش نیمه کاره رها کردیم چون خندیدنم جرم بود وبدور از شخصیت حالا تصادفی تو خط شما قرار گرفتم ومیخام جبران مافات کنم.خوشحال میشم مورد پذیرش قرار بگیرم.بدرود

گلنسا: خواهش میکنم. منتظر هستیم.

ارسال توسط : محمد علی شیخ | پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷

 
سلام گلنسا جان یاد پدر بلند و هرجا که هست شاد باشد
گلنسا اگر به گزاف نگویم همه دغدغه کودکیم اما به جرات می گویم یکی از دغدغه های کودکیم انتظار هرباره دوهفته نامه بود تا که چه است و چه باید یاد پدر به خیر و امروز هرچند ناقص می نویسم اما به هر حال به وسع خودم از برکت آن وجود پر برکت جسته و گریخته در وبلاگ خودم به رفع و رجوع امور اصغر آقا طنزیماتی مشغولم . در سایت همتبار www.hamtabar.ir هم همه جوره از طنز و لا غیر می نویسم و نقد می کنم و در شعر نو www.shereno.com دلنوشته هایم را می نویسم باورت هست و اگر نه نمی دانم اما این همه از روح بلند پدر است.
عزیزم اگر وقت داشتی و منت گذاشتی در وبلاگم نوشته هایم را به لحاظ فن نوشتن نقد کنی منت را بر من تمام کردی اگر هم به همتبار سری زدی که منت را بر سر نهال نوپای هم اندیشیه ایران تمام کردی.
تو همیشه خوبی

ارسال توسط : وحید شاه کرمی | دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۷

 
روزهایتان سرشار عشق
ارسال توسط : سایه | پنجشنبه ۱۲ دي ۱۳۸۷

 
خدا رحمتشون كنه.
ارسال توسط : ياسمن | چهارشنبه ۲۵ دي ۱۳۸۷

 
سلام خانم صابری نمی دانم چگونه بگویم
اما با ساده ترین کلام می گویم در گذشت آقای احترامی را تسلیت می گویم

ارسال توسط : ماندانا | چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۷

 
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت/ روی مه‌پیکر او سیر ندیدیم و برفت...
فوت آقای احترامی رو تسلیت می‌گم...

ارسال توسط : مانی | چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۷

 
خانم صابري عزيزم.. سلام

از بزرگواري و همراهي شما و همكارانتون ممنونم.
خبر درگذشت استاد احترامي را در روزهايي كه عذادار بابا بودم شنيدم.. انگار كه براي دو پدر عذادار بودم . اميدوارم خانواده گل آقا من را در غم از دست دادن اين استاد بزرگ شريك بدانند.
روحشان قرين شادي و رحمت الهي باشد.

گلنسا: خواهش میکنم آمنه جان. حال برادرت چطوره؟ باز هم برایت از خدای مهربان صبر آرزو میکنم.

ارسال توسط : آمنه فرخي | يكشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۷

 
پارسیان را رسم بر این است که بسیاری از کارها را از نوروز می آغازند. نوروز, از کهن ترین آیین های زنده که جمشید با تاثیر از شادابی آفرینش آنرا اعلام کرد, کوروش بزرگ 2543 سال پیش آنرا جشن ملی ساخت, داریوش بزرگ در آن از فکرش برای سنگ نبشته هایش گفت(2524 سال پیش), مهستان نخستین نشستش را در آن برگزار کرد(2189 سال پیش), مزدک-نخستین سوسیالیست بشر- در روزهای آن مرامش را آشکار ساخت(1508 سال پیش) و گندی شاپور خسرو انوشیروان به مناسبتش گشایش یافت(1459 سال پیش).

پس روزهای فرورتیشن نیک زمانی است برای آغاز. و نیکتر اگر آغاز نوشتن. نوشتن از خوشی و از درد. از دیروز و امروز و فردا. از همه چیزو از هیچ. و برای من آغازی دوباره البته; که نزدیک به سالی را با بلاگ فمینیسم ایرانی-http://persianfeminism.blogfa.com -با شما بودم.

1705 سال است که سکه دادن برای عیدی رسم است. گرانسنگ ترین عیدی شما برای من با من بودن است در تیموکرات تا چنان که گویند تا پایان سال واژه هایم خوانده شوند. چه خوش اگر باز هم دوستانی بسیار بیابم و دوستان قدیمی را نیز دیگر بار همراهی توانم کرد.

با آرزوی سالی پر از شادی و پر از شادی!!


ارسال توسط : آرين | سه شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۷

 
سلام خانم صابری
چرا دیگه نمی نویسید؟
خیلی دلم براتون تنگ شده

گلنسا: ممنون. سخته نوشتن این روزها. خیلی وقته که سخته. باز هم چشم، سعی میکنم.

ارسال توسط : mehran | چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۷

 
سال خوبي داشته باشيد گلنسا خاتون عزيز. از احوالپرسي تون ممنونم. برادرم بهتره.. طول درمانش طولاني شده يكم اما به هرحال بايد بگذره.

انشالا سال 88 پر بركت و پر افتخار باشه براي شما و خانواده.

گلنسا: ممنون. برای شما و خانواده عزیزتون هم همینطور.

ارسال توسط : امنه فرخي | يكشنبه ۲ فروردين ۱۳۸۸

 
سلام
یاد آن دوست به خیر
سال نو مبارک پوپک جان.
به وبلاگهای عکس من به آدرسهای زیر سر بزنید و نظرتان را در مورد عکسها بنویسید.ممنون:
1- وبلاگ اجتماعی ما:www.maa.webphoto.ir
2-وبلاگ عکس کودک:www.koodak.webphoto.ir
3-وبلاگ عکس بوشهر:www.modaara.webphoto.ir
4-وبلاگ عکس در و پنجره:www.windoor.webphoto.ir
5- وبلاگ عکس مشاهیر ایران و بوشهر:www.big.webphoto.ir

ارسال توسط : حمید موذنی | سه شنبه ۱۱ فروردين ۱۳۸۸

 
کاشکی بازم بود و با دو تا د ندا ن لقش حرف حق می زد واز حق ما بچه ها که شادیه و بس دفاع می کرد کاشکی بود... با تشکر... خسته ی راه تبعیض
ارسال توسط : یکی مثل همه | چهارشنبه ۱۲ فروردين ۱۳۸۸

 
سلام خانم صابری
خدا روح آن مرحوم را -به پاس شادیهایی که به ملت بزرگ ایران ارزانی داشت- شاد فرماید

گلنسا: ممنون





ارسال توسط : سعید سلیمانپور ارومی(بوالفضول) | پنجشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۸۸

 
سلام.خسته نباشید.الان یک سالی میشه مطلب جدید ننوشتید و ما مجبوریم همینجا پیام بدیم.موسسه که انگار چند وقتیه قهر کرده با اینجانب ولی بنده همیشه همراه شما خواهم بود.دوباره یازده اردیبهشتی دیگر در راه است.می خواستم بپرسم به رسم هر ساله یادنامه گل آقا چاپ می شود؟مراسم هم به امید خدا همان یازدهم برگزار می شود؟با تشکر قبلی.امیدوارم خداوند روح شادش را شادتر کند.

گلنسا: چرا قهر؟!
نه امسال یادنامه نداریم. ممنون.
ان شاءالله نمایشگاه کتاب سری به تهران می زنی؟

ارسال توسط : رضا مرادی نژاد | شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸

 
سلام
سه روز پیش پنجمین سالگرد فوت گل آقا بود
اما باز هم چیزی ننوشتید.
این پست داره تبدیل می شه به دفتر خاطرات از پارسال اردی بهشت تا حالا.
چرا دیگه نه میاین طرفای ما نه ایمیلی نه چیزی؟
:(

گلنسا: نمیدونستم وبلاگ جدید داری صبا جان. خبر نداده بودی. سرمون خیلی شلوغه، روزهای سختی بود. بزودی ان شاءالله با خبرهای جدید می آییم.

ارسال توسط : صبا | دوشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸

 
من ایشان را همیشه بعنوان یکی از تاثیر گزارترین معلمانم بیاد میاورم. یاد روزهای دبیرستان صفوی بخیر.
ارسال توسط : ESMAEIL ESBATI | جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸

 
دل من گرفته زین جا/ هوس سفر نداری؟:(
من هنوز از منتشر نشدن مجله ها شاکیم
به کی بگم؟

گلنسا: من هم!

ارسال توسط : صبا | سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸

 
سلام.نگرانتونم.الان 10 روز شده که سایت به روز نمیشه.بابا ما رو بی خبر نذارین.
ارسال توسط : رضا مرادی نژاد | دوشنبه ۱ تير ۱۳۸۸

 
تابستون بدون نشريات گل آقارم تجربه كرديم خسته كننده است اه د
ارسال توسط : اصلان نوشاد(يكي مثل همه) | پنجشنبه ۲۵ تير ۱۳۸۸

 
سلام / همیشه گل آقا سنبل هنری من بود
تا اینکه تهران اومدم / دوست داشتم همکاری کنم
سال 82 اسفند ماه که بابام به رحمت ایزد پیوست و درست 3 ماه بعد
استاد عزیز کیومرث صابری فومنی
بزرگترین ضربه ی روحی به من وارد شد
مجبور شدم به خارج هز کشور سفر کنم
مدتی با کشورهای احانب مشغول کار هنری هستم
ولی هنوز هم آرزوی ـن مجله ی کودکی را دارم

ارسال توسط : امجد | شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۸

 
خوشحالم گلنسا جان.
قبلا اگه دیر تر از 24 ساعت به سایت سر می زدم کلی مطلب رو از دست داده بودم ولی الان حتی اگه 2-3 ماه هم سر نزنم اتفاق خاصی نمی افته.
هنوز هم از چشم هام بهت و حیرت می باره.نمی دونم چی به سر ما اومده.راستی من شاید تهران دانشگاه قبول بشم.می خواستم در خدمتتون باشم.جایی برای ما هست؟؟؟!!!!!!!

گلنسا: حتما، چرا که نه؟

ارسال توسط : رضا مرادی نژاد | شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۸

 
سلام اولين بار بود مطالبتون ميخوندم خيلي گل بود واقعا حال كردم
اميد وارم ديگ به روز باشيد.

ارسال توسط : جابر پروين | چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸

 
سلام خانمی تازه پیداتون کردم وبلاکتون پر باره و زیبا مرسی عزیز بهر روی روح اون مرحوم شاد باشه
ارسال توسط : ramin | جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸

 
سلام.من می خوام دهنمو باز کنم و قلممو بکشم بیرون.رخصت میدین؟

گلنسا: چرا اون وقت؟!

ارسال توسط : رضا مرادی نژاد | شنبه ۲ آبان ۱۳۸۸

 
سلام برآبجی گلنساء عزیز خودمان
خسته وپاچلفتی نباشی همواره راست قامت جاودانه تاریخ باشی
مرسی که به ماسرمیزنی
....

ارسال توسط : زیتون | يكشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۸

 
Salam
Even here I can not write Farsi
How come
I can do it on Blogfa
But not here
I tried Alt-Shift and f8 to change writing language with no success
Sorry I have to write English even here
God bless you
Farshad

PS. you might omit this comment since its not related

PS 2. Wish he was here

ارسال توسط : Farshad | جمعه ۱۳ آذر ۱۳۸۸

 
سلام بر خانم صابری عزیز
خسته نباشید
حسابی دلتنگ شده بودیم گفتیم یه سلامی خدمتتون کرده باشیم
خوبید؟؟؟

گلنسا: ممنون. شما چطوری؟ کم پیدایی!

ارسال توسط : مجید یوسفی | سه شنبه ۱ دي ۱۳۸۸

 
بازگشت پدر صاحب بچه از جايي که عرب ني انداخت

وبلاگ مرغ همسايه بعد از 11 ماه به روز شد
خوشحال میشم سر بزنید و نظر بدین

ارسال توسط : پدر صاحب بچه | سه شنبه ۱۰ فروردين ۱۳۸۹

 
در شکفتن جشن نوروز برایتان در همه‌ سال سر سبزی جاودان، اندیشه‌ای پویا، آزادی و برخورداری از همه نعمت‌های خدادادی را آرزومندم. [چشمک] [گل]

گلنسا: ممنون. همچنین برای شما:)

ارسال توسط : فرهاد | جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹

 
توی فیس‌بوک دنبال‌تون گشتم ، ردی پیدا نشد که نشد!
ارادت

گلنسا: یافت شدم که!:)

ارسال توسط : حسین شریفی‌فر | دوشنبه ۶ تير ۱۳۹۰

 
باورم نیست نگاه تو و این خاموشی
باز بر گردش چشم تو گمانی‌ست مرا !

ارسال توسط : حسین شریفی‌فر | دوشنبه ۶ تير ۱۳۹۰

 
بزرگترین اشتباه شما نیمه تعطیل کردن هفته نامه بود

من برای این کار تون دلیل میخوام
چرا؟ چرا؟ چرا؟

من خیلی دوس دارم با ایمیلم در ارتباط با من باشید من کلی سوال نپرسیده دارم

ارسال توسط : محمد امین | پنجشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۰

 
چقدر جالب !
یکی دو سال دبیرستان و تمام مدت دانشجویی تا روزی که گل آقا از بین ما رفت خواننده گل آقا بودم و عاشقش .
از وقتی هم که رفت همیشه در لحظات حساس با خودم میگفتم الان اگه گل اقا بود چی میگفت !
امروز اتفاقی سایت شما رو پیدا کردم و خیلی خوشحال شدم .
خداوند گل آقا رو رحمت و روحش رو شادکنه ، چرا که اون در سخت ترین شرایط ما رو شاد کرد و یک تنه هم این بار رو بر دوش کشید .
موفق باشید

گلنسا: ممنون

ارسال توسط : م.ر | دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۱

ارسال نظر

نظر شما پس از تاييد توسط مديريت سايت، نمايش داده خواهد شد.
لطفا" کد زیر را در قسمت پائین آن وارد نمائید.
نام:
 
پست الكترونيك:
 
وب سايت (لطفاً آدرس به صورت کامل وارد شود. بعنوان مثال: http://www.golagha.ir):
 
نظر:  

 


©با معرفت‌ها ذکر مأخذ می‌کنند!
powered by: