facebook instagram telegram telegram
طنز، تویی که سبز می خواهمت !
rj117giti89465final.jpg
بزرگمهر حسين‌پور، ماهنامه گل آقا، پياپي117 سال 1379

طنز، حداقل در گونه سیاسی آن و بالاخص در کشورهایی مثل ما، همیشه در کنار نقش نقادانه و روشنگرانه خود به نوعی آرامش بخش و تسکین دهنده بوده. گرچه سالهای سال است که متخصصان علوم پزشکی و روانشناسی و جامعه شناسی از نقش خنده و شوخ طبعی در همه موارد زندگی انسان از زیبایی فک و دهان گرفته تا کمک به هضم غذا و شادابی پوست و طول عمر و موفقیت در کسب شغل و افزایش درآمد و پیدا کردن دوست و همسر مناسب و نهایتاٌ طول عمر مقتضی گفته اند اما این معجزه خدادادی وقتی در قالب نوشتار آن هم از نوع سیاسی اش در می آید این خصوصیت شگفت انگیز را دارد که شرایط سیاسی را برای آحاد ملت قابل تحمل تر می کند. برای همین است که حاکمان تیز هوش همیشه از وجود طنز و کاریکاتور و انواع کمدی در کشورشان و در رابطه با خودشان استقبال می کنند. و باز به همین علت است که وقتی هفته نامه گل آقا پس از یک دوره طولانی خاموشی طنز سیاسی در ایران منتشر شد، عده ای به آن لقب سوفاف ( بلکه هم سوپاپ ) دادند و گل آقا هم با رندی خاص خود این کلمه را به فرهنگ واژگان گل آقایی افزود.

تا اینجا روده درازی کردم تا بگویم به نظر من حداقل در ایران هر وقت نشریه طنز منتشر شده دو نوع خواننده بیشتر نداشته: یا رابطه خواننده با نظام حاکم خوب نبوده (یا به عبارتی می خواسته سر به تنش نباشد) که با خواندن نشریه فوق الذکر دلش خنک می شده و امیدوار می شده که برجسته کردن نقاط ضعف مسوولان و ساختار حکومتی، تغییر آن به نظام دیگری را  تسریع خواهد کرد (و مسوولان آن نظام هم تا جایی که درکشان اجازه می داده بهتر می دانستند خواننده عصبیت خود را به این شکل تخلیه کند) یا رابطه خواننده با نظام حاکم خوب بوده و خوشحال می شده که محلی برای بیان نقاط ضعف این نظام و اصلاحش پیدا شده (و قاعدتاً مسوولان آن نظام هم باید قند در دلشان آب می شده که دوطرفه سود کرده اند). همینجا به عنوان نکته وارده این را هم اضافه کنم که با این حساب تعطیلی هفته نامه گل آقا چه در دوره قبلی و چه در دوره جدید لابد یک اشاراتی به شناخت سیاسی بعضی آدمها داشت که حکماً جوابش در تاریخ پیدا خواهد شد.

می خواهم بگویم که در هر دو حالت رابطه دو طرفه ای بین نظام حاکم و مردم وجود داشته که در این میان طنز هم می توانسته نقش موثری ایفا کند. مهمترین نکته در این میان این بوده که طنز برای مردم نوشته می شود گرچه حاکمان با شعور، هم از جهت دریافت معایب و نواقص کار خود و هم بخاطر همان تاثیر سوفاف گونه از آن سود می برند. این را همینجا داشته باشید و برگردیم به مناظرات انتخاباتی که این روزها از رسانه ملی پخش شد و نوع گفتمان حاکم بر آن و حکماً اگر نشریه طنز تمام قدی در این روزها وجود داشت باید بطور جدی به آن می پرداخت. گرچه همین الان هم صفحات و ستونهایی در بعضی نشریات و سایت گل آقا هم در بخشی از خود به همین کار مشغول است. اما تصور کنید قرار بود نشریه ای مثل هفته نامه گل آقا منتشر شود که اساس خود را هم اصلاح نظام می داند. یعنی قرار بود در این منازعات، برنامه های انتخاباتی کاندیداها را نقد کند تا مردم با همدلی و هوشیاری بیشتری در انتخابات شرکت کنند. اما فضای مناظرات انتخاباتی کاندیداها در این روزها و نحوه موضع گیری ها به سمتی پیش رفت که بیشتر در حال تخریب نظام است تا تشریح برنامه ها وامید برای ایجاد تغییر. روش افشاگری که توسط یکی از کاندیداها پایه گذاری شد و لاجرم توسط بقیه کاندیداها ادامه یافت تا مبادا شائبه درست بودن تهمت ها و مبری بودن رقیب از اتهام ایجاد نشود، تبدیل به جریانی شده که تیشه به ریشه نظام می زند. اما نکته جالب ماجرا این جاست که به نظر من اکثریت مردم از این پرده درانیها و این نوع گفتمان راضی نیستند و چه بسا نگرانند. درست مثل پدر و مادری که دعوایشان بالا گرفته و در میان کوچه ایستاده اند و زیر و بالای زندگیشان را هوار می زنند و بچه هایشان نگران و شرمنده سعی می کنند ساکتشان کنند . مردم با همه مشکلاتی که در این سالها داشته اند اما می دانند که داشتن یک ساختار حکومتی که اصلاحات در آن به تدریج انجام شود بهتر از نداشتن حکومت و دل خوش کردن به وعده های یک شبه گلستان شدن است . مردم نه انقلاب می خواهند و نه تجربه هایی مثل کشورهای همسایه شان را. آن عده معدودی هم که این را می خواهند اکثرشان در ایران زندگی نمی کنند و مدتهاست که تجربه واقعی زندگیشان را از ما جدا کرده اند. تراژدی این جاست که مردم با زبان بی زبانی از حاکمان و مسوولانشان می خواهند که به جای پرده درانی در مورد اشتباهات و برداشتها و ارتباطاتی که همه مان بیش و کم از آن مطلعیم، به فکر ساختن این مملکت و آینده آن باشند.

به نظر شما در جامعه ای که مردم آن بیشتر از حاکمان آن نگران حفظ نظام هستند، می شود طنز نوشت؟!

گیتی صفرزاده

تاريخ : سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۸

Keywords:
About Election By Giti Safarzadeh

نظرات

حرف دل ما را زدید و ما هم لینک دادیم به خاطر همین؛ همین...!
ارسال توسط : فاضل ترکمن | يكشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۸

ارسال نظر

نظر شما پس از تاييد توسط مديريت سايت، نمايش داده خواهد شد.
لطفا" کد زیر را در قسمت پائین آن وارد نمائید.
نام:
 
پست الكترونيك:
 
وب سايت (لطفاً آدرس به صورت کامل وارد شود. بعنوان مثال: http://www.golagha.ir):
 
نظر:  

 


©با معرفت‌ها ذکر مأخذ می‌کنند!
powered by: